داروینیسم اجتماعی چیست؟
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: داروین

 

چارلز داروین بین سال های 1809 تا 1882 در انگلستان زندگی می کرد . وی طبیعی دان بود و به بررسی و مطالعه گیاهان و جانوران می پرداخت.


دو اثر مهم داروین عبارتند از:

1- خاستگاه انواع (1859 )

2- تبار انسان (1872)

در پی اصلاحات دینی و ظهور نهضت پروتستان, ایجاد تغییرات عمیق در زمینه دینی مردم اروپا و در پی آن عصر روشنگری و تأکید وتمرکز افراطی بر تجربه گرایی و عقلی گرایی و تحقیقات افرادی چون لامارک، زمینه مناسب و مطلوبی برای پذیرش و توسعه نظریات داروین فراهم گردید.

اندیشه های داروین(داروینیسم)

درباره انواع دو فرضیه وجود داشته است:

1- ثبات انواع :

 

الف- قدمت

ب- خلقت

ثبات انواع شامل نظریه خلقت و نظریه قدمت انواع است . نظریه ثبات انواع بر اساس قدمت می گوید انسان از هیچ نوع دیگری مشتق نشده است و این طور نیست که برای مثال 100 میلیون سال پیش پیدا شده باشد بلکه قدمت دارد و اگر تا بینهایت به عقب بازگردیم انسان و انواع دیگر وجود داشته اند. این نظریه مورد قبول فیلسوفان همچون ارسطو و ابن سینا بوده است.

نظریه خلقت اثبات انواع را بر اساس حدوث انواع می داند . به طوریکه یک نوع که تا کنون نبوده است یک باره آفریده شد . این نظریه برداشت عالمان دینی از کتب دینی بود و بین مردم رواج داشته است .

2- تبدیل انواع :برخلاف فرضیه ثبات انواع , خلقت انسان را تدریجی می داند و شامل دو نظریه لامارک و داروین است .

الف- نظریه لامارک بیان می کند که اعضا ی اندام های یک جانور در طی کار وکاربرد آنها تحول می یابد و این تحول و تعدیل , اکتسابی و وراثتی است, یعنی با توارث منتقل می شود. برای مثال می توان دراز شدن گردن زرافه را بر اثر گردن کشیدن به سوی برگ های درختان بلند نام برد. و البته تحلیل رفتن اندام ها نیز در اثر عدم کاربرد آنها به ارث می رسند.

 

ب- داروین با ارائه تئوری تکامل می خواهد بگوید خلقت انسان تدریجی بوده و انسان تکامل یافته حیوانات پیشتر است . داروین در کتاب تبار انسان (1872) بحث هایی درباره شباهت نزدیک انسان به گوریل کرده است و سعی می کند نشان دهد چگونه می توان ممیز انسان را بر اساس تعدیل تدریجی نیاکان آدم نمای او در جریان انتخاب طبیعی توجیه و تعلیل کرد.

آنچه در نظریات او جالب و حائز اهمیت است آن است که او مصر بر آن بود که اخلاق و توانایی های روانی انسان با قوای دیگر حیوانات تضاد درجه ای دارند.

یعنی تفاوت نوعی نیست بلکه فقط در شدت و ضعف است و می توان برای حیوانات نیز قایل به درجات ضعیفی از احساس تفهیم و تفاهم شد .

بنابراین داروین ادعا می کرد که تفاوت اساسی بین انسان و حیوان نیست. هاکسلی به عنوان یکی از طرفداران داروین ادعا می کرد : بین انسان و عالیترین میمونها تفاوت کمتری است تا بین عالی ترین و پست ترین میمونها .

اصول مهم داروینیسم

نظریه تکامل داروین بر اصول موضوعه یا فرضیه هایی متکی است که اهمیت فراوانی دارند : دو اصل از این اصول با افکار لامارک نیز مطابقت دارد :

تغییرات تصادفی

1-نخستین اصل مورد قبول داروین این است که جهان در حرکت و تغییر دائمی است. انواع موجودات دچار تغییر و تحول می شوند , انواع جدید به وجود می آیند در حالیکه انواع دیگری می میرند و از بین می روند. او با اتکا به فسیلهایی که دیرین شناسان مطالعه کرده بودند به این نتیجه رسید که هر چه این موجودات قدیمی تر باشند با موجودات امروزی شباهت کمتری دارند و هر کجا که طبیعت جاندار را مشاهده کنیم واقعیت هایی را در می یابیم که جز با قبول تکامل قابل توجیح نیست.

 

2-اصل دوم که داروین از لامارک اخذ کرده , این است که جریان تکامل اصولاً تدریجی است یعنی دگرگونی ناگهانی و جهش تکاملی وجود ندارد.

3- این که در نظر لامارک حرکت موجودات جهان از تعدادی خطوط مستقل از یکدیگر تشکیل شده است که هر کدام از یک نسل خلقت خود به خودی یا خلق الساعه تشکیل یافته است که به تدریج تکامل یافته اند. در نظریه داروین برعکس اندام هایی که مشابه یکدیگرند با هم خویشاوندند و همه منشأ واحدی دارند . به نظر او همه پستانداران از یک نوع قدیمی منشأگرفته اند و حشرات از یک گروه اند.

این اصل به اینجا ختم می شود که همه اندام های زنده یک نوع در روی زمین دارای یک منشأ هستند , یعنی حیات منشأ واحدی دارد.

4-چهارمین اصل داروین مربوط به انتخاب اصلح می شود که آن را پایه اصلی کل نظام داروین می دانند , به نظر داروین تکامل نه وابسته به چند گرایش است که لامارک به صورت کم و بیش مرموزی عنوان کرده بود و نه حاصل تصادف و اتفاق است بلکه تکامل نتیجه انتخاب است .

به نظر داروین انتخاب در دو مرحله انجام می گیرد : مرحله اول با ظهور همه نسل ها و با تنوع بسیار زیاد موجودات زنده مطابقت دارد. مرحله دوم منطبق با انتخاب اصلح به معنای اخص است که در اثر منازعه برای حیات صورت گرفته است .

دیدگاه داروین در این زمینه تحت تأثیر مالتوس قرار گرفت : لب کلام مالتوس این بود که جمعیت کره زمین بسیار سریع تر از گیاهان و رستنی های گیاهی افزایش می یابد. به سخن دیگر در حالیکه شمار انسان ها باتصاعد هندسی افزایش می یابد رستنی های خوراکی با تصاعد عددی افزایش می یابد و بنابراین نظریه اصل تنازع بقا توسط داروین به وجود می آید و آن در دیدگاه اسپنسر بدین معنا است که انسان ها در مبارزه با محیط شان هستند و برای اینکه بهتر باقی بمانند لازم است سیاستی دنبال شود که در آن هیچ حمایتی از ضعیف تر ها به عمل نیاید. اسپنسر در این زمینه می گوید کمک به تکثیر بدها عملاً مثل این است که برای فرزندانمان مغرضانه انبوهی از دشمن فراهم آوریم.

 

استدلال اسپنسر در مورد بقای اصلح را می توان چنین صورت بندی نمود:

1- انتخاب طبیعی ضامن بقای اصلح است .

2- شخص ب از گرسنگی می میرد چون مریض , پیر یا فقیر است.

3- بنابراین انسان ها اخلاقاً باید از کمک به شخصی ب خوداری کنند تا بقای اصلح تضمین شود.

به گمان اسپنسر نابودی موجوداتی که توانایی کمتری برای انطباق با محیط دارند هم طبیعی و هم ضروری بوده و سبب تعالی جامعه و نژاد ها می شود. و از همین رو باید از هرگونه کمک به فرودستان پرهیز کرد. اسپنسر نظریه انتخاب طبیعی داروین را بقای اصلح نامید و آن را به ابزار توجیه ایدئولوژیک نابرابری های اجتماعی – اقتصادی تبدیل کرد.

به گمان داروین تعادل نسبی جمعیت جانداران به بهای نابودی شماری از هر نوع تحقق می یابد:

هر جانداری باید از لحظه تولد برای بقا با رقبا و عوامل ناسازگار محیط دست و پنجه نرم کند .

هر گروهی که وسایل لازم برای مبارزه نداشته باشد محکوم به نابودی است . به نظر داروین این کوشش برای زنده ماندن یا تنازع بقا در طبیعت , عامل اصلی انتخاب جانداران دارای صفات ممتاز برای بقا ی تکثیر است. از بین افراد یک نوع جانور یا گیاه ممکن است یک یا چند فرد با ویژگی خاصی زاده شوند که یاور آنها در تنازع بقا باشد . این گونه افراد بیش از هم نوعان خود باقی می مانند و به تولید مثل می پردازند و ویژگی خود را از طریق وراثت به فرزندان خود منتقل می کنند . بدین ترتیب ویژگی های ممتاز ارثی نسل به نسل تشدید می شود .

سامنر از جامعه شناسان و داروینیست های معروف معاصر آمریکا هم معتقد است اگر بقای اصلح را نپسندیم راه دیگری جز بقای ناصالحان برای ما باقی نمی ماند. از این نظر همگام با اسپنسر مخالف دخالت دولت برای کمک به شکست خوردگان بود .

لستروارد : ضمن تأیید اصل تکامل اعتقاد داشت جامعه اولیه ویژگی اش سادگی و فقر اخلاقی بود در حالیکه جامعه نوین پیچیده تر و خوشبخت تر و برخوردار از آزادی است . وی همچنین معتقد بود که انسان ها از صورت های پست تر به پایه کنونی تکامل یافته اند.

 

داروینیسم اجتماعی:

در اواخر قرن 19 اصول نظریه تکامل به طرز وسیعی بر جامعه شناسی حاکم شد . داروینیسم اجتماعی به سبب تأثیر بسزایی که اصل انواع داروین بر اندیشه و تفکر تکاملی گذاشت به این اسم نامیده شد. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را که توسط داروین عنوان شده بود برای تفسیر ماهیت که کارکرد جامعه به کار گرفت.

هربرت اسپنسر با الهام گرفتن از زیست شناسی و نظریات داروین فکر تطور اندامواره ای را به عنوان پیشرفت تدریجی زندگی اجتماعی از اشکال ساده به سوی اشکال پیچیده، از همسانی ساده به طرح نا همسانی فزاینده مطرح ساخت و قصد داشت قوانین تکامل را بر جامعه بشری منطبق سازد. وی همچنین کوشید قوانین طبیعی حاکم بر حیات زیستی انسان را بر سرنوشت انسان در تاریخ تعمیم دهد .

 

پیامدهای داروینیسم اجتماعی

 

برخی از پارادایم هایی که درنتیجه ظهور و توسعه نظریه داروینیسم اجتماعی به وجود آمدندعبارتند از:

 

1- پارادایم فضای حیاتی راتزل

بر اساس این پارادایم راتزل اعتقاد داشت که هر آلمانی برای داشتن یک زندگی مطلوب، نیازمند به حداقل 60 متر مربع فضا است. این پارادایم زمینه توسعه طلبی ارضی را فراهم نمود.

 

2- پارادایم قایق نجات

براساس این پارادایم دنیا همچون قایقی است که با افزایش جمعیت شرایط غرق شدن قایق فراهم می شود. بنابراین و ناگزیر برخی از انسان ها باید از بین بروند تا اکثریت به سرمنزل مقصود برسند.

 

3- پارادایم نژاد برتر

بر اساس این پارادایم نژاد سفید(ژرمن) برتر از نژاد های دیگر است.

 

وضعیت کنونی داروینیسم اجتماعی

1-امروزه بسیاری از اصول این مکتب منسوخ گردیده و از درجه اعتبار ساقط گشته اند.

2-در متون فارسی بندرت به این مکتب به صورت خاص پرداخته شده و اطلاعات اعم از ترجمه و تألیف در این زمینه بسیار محدودند.

 

 

منابع:

1-ریتزر،جرج،1384،نظریه جامعه شناسی دردوران معاصر،ترجمه محسن ثلاثی،تهران:انتشارات علمی

2-انتخابی،نادر،1383،جدال علم وفلسفه دراندیشه مارکس، تهران:هرمس

3-توسلی،غلامعباس،1369،نظریه های جامعه شناسی،تهران:انتشارات سمت

4-اچ ترنر،جاناتان و ال بیگلی،1384،پیدایش نظریه جامعه شناسی،ترجمه عبدالعلی لهسایی زاده،شیراز:نوید

5-کوزر،لوئیس و برنارد روزنبرگ،1378،نظریه های بنیادی جامعه شناختی،ترجمه فرهنگ ارشاد،تهران:نی