رئالیسم و تربیت
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رئالیسم ، فلسفه تربیت

کسانی که معتقد بودند مفاهیم کلی ,ما بازای خارخی دارند,یعنی وجود واقعی دارند,“واقع گرا ”یارئالیست خوانده می شدند. اما مفهوم واقع گرائی امروز با این مفهوم قدیمی یا کلاسیک آن متفاوت است .واقع گرائی معاصر به معنی اعتقاد به وجود خارجی وعینیت اشیاءو امور
 می باشد.

برگرفته از کتاب فلسفه تربیت اثر دکتر عیسی ابراهیم زاده


هستی شناسی و تربیت
هستی شناسی واقع گرایان

کسانی که معتقد بودند مفاهیم کلی ,ما بازای خارخی دارند,یعنی وجود واقعی دارند,“واقع گرا ”یارئالیست خوانده می شدند. اما مفهوم واقع گرائی امروز با این مفهوم قدیمی یا کلاسیگ آن متفاوت است .واقع گرائی معاصر به معنی اعتقاد به وجود خارجی وعینیت اشیاءو امور می باشد.
واقع گرائی به مکاتب فرعی مختلف تقسیم می شود مه عمده ترین آنها عبارتند از ”واقع گرائی“قدیمی“ (classical realism)یا ”واقع گرائی تعقلی ” (rational realism) ودر برابر آن ” واقع گرائی طبیعی ”(natural realism) یا ” واقع گرائی علمی ”(scientific realism).

واقع گرائی تعقلی (قدیمی)
واقع گرایان قدیمی یا تعقلی مستقیما تحت تا ثیر اندیشه ها ی ارسطو هستند. وی همچنین افلاطون به اصالت ایده ها اعتقاد داشت, لکن آنرا مجرد و جدای از واقعیت مادی نمی پنداشت. ار نظر ارسطو آنها نه در عالم مُثُـل بلکه در همین عالم هستند.


واقع گرائی طبیعی
این شاخه از واقع گرائی بعد از سده های پانزده هم وشانزده هم به ویژه بعد از انتشار افکار فرانسیس بیکن(f. bacon) گسترش یافت .
اصل اساسی در این نوع واقع گرائی این است که ماده واقعیت نهائی است.
به طور کلی واقع گرایان طبیعی به مسائل غیر تجربی با شک و تردید می نگرند.


انسان از دیدگاه واقع گرایان
واقع گرایان تعقلی

واقع گرایان تعقلی به پیروی از ارسطومعتقدند انسان موجودی ”جسمانی روحانی ” (psycho physical) است. به عبارت دیگر ارگانیسم است.


واقع گرایان طبیعی یا علمی
برخلاف واقع گرایان تعقلی عقیده دارند که انسان موجودی زیستی – اجتماعی (biosocial)است و پیوسته تحت تاثیر محیط طبیعی و اجتماعی خود قرار می گیرد . این تاثیر به گونه ایست که چگونگی ” شدن ” اورا معین می کند. بنابراین نه تنها انسان دارای اراده آزادیست بلکه تابع جامعه و طبیعت است

تاثیر هستی شناسی واقع گرایان در تربیت
تربیت از دیدگاه واقع گرایان تعقلی

اساس هستی شناسی واقع گرائی تعقلی نظریه قوه و فعل یا امکان وواقعیت است.
قوه ها به فعلیت برسد. رشد وشدن انسان براساس همین نظر تبیین می شود از نظر واقع گرائی تعقلی ,کودک ,در حال رشد و شدن است. رشد یا شدن در واقع انتقال قوه به فعل است.
مقصود از تربیت در واقع گرائی تعقلی با رآوردن شخص کاملا ً ”متعادل از لحاظ جسمی و روحی است . انها معتقدند که تنها در این صورت است مه انسان به سعادت و زندگی خوب وآینده ای روشن دست می یابد.


تربیت از دید گاه واقع گرایان طبیعی (علمی)
با توجه به اینکه واقع گرایان طبیعی انسان را موجودی زیستی ــ اجتماعی تعقلی می کنند عقیده دارند که تربیت عبارتست از اماده ساختن انسان برای زندگی در جامعه وپیش از آنکه یک عمل ساختگی یا تصنعی باشد, یک عمل طبیعی است جریان تربیت باید انسان را قادر به کشف این قوانین و تسلط یافتن بر طبیغت سازد.


شناخت شناسی وتربیت
شناخت شناسی واقع گرایان

واقع گرایان عقیده دارند, آنسوی جهانی که ادراک می کنیم,جهانی نیست که در ذهن خود به خلق دوباره ء ان بپردازیم . جهان همانی است که هست و انسان برای – شناسائی آن باید از حواس و تجبارب حسی خود یاری بگیرد. یعنی دانش ما در باره ء جهان از اندیشه و پندار ما سر چشمه نمی گیرد . بلکه اساسا ً ” از حواس ما حاصل می آید

شناخت شناسی واقع گرایان طبیعی
فرانسیس بیکن یکی از پایه گذاران مکتب حس گرائی در معرفت شناسی عقیده داشت که ما باید مشاهدات و محسوسات را پایه معرفت و علم قرار دهیم و از طریق مشاهده و تجربه,جزئیات مختلف جهان را از جنبه های مختلف مطالعه کنیم.
هیوم نیز بیان می دارد که ذهن انسان پدیده هائی را که شخص حس می کند به صورت تصاویر حسی در حافظه ذخیره می کند. تصویر های حسی انسان که به دنبال هم در مغز جای می گیرند رشته از ادراکات به هم پیوسته را تشکیل می دهند. چنین است که مادر میان پدیده ها ارتباط علت و معلولی حس می کنیم در حالیکه حقیقاً همیشه این طور نیست . زیرا همیشه ودر شرایط ثابت پدیده ای را علت می دانیم که پیش از پدیده دیگر روی می دهد. یعنی هر رویداد را علت رویداد بعدی تصور می کنیم.


شناخت شناسی واقع گرایان تعقلی
واقع گرایان تعقلی ضمن پذیرفتن امکان شناختن نفس امر (جهان همانگونه که هست) تاکیید می کنند که شناخت نمی تواند یک امر صرفا ً مادی باشد .شناخت حسی تنها محسوس مادی را ادراک می کند و هرگز نمی تواند مفهوم ”نیستی“ را همانند مفهوم ” هستی“ درک کند. در صورتی که عقل هردو مفهوم را به یک اندازه می شناسد. علاوه براین , عقل قدرت شناخت ” کلی“ را نیز دارد.


تاثیر شناخت شناسی واقع گرایان در تربیت
تربیت از دیدگاه واقع گرایان طبیعی یا علمی.

کوشش وتلاش شناخت شناسان واقع گرای علمی مانند جان لاک ,دیود هیوم,توماس هابس (t.habes) ودیگران را را برای رشد روان شناسی رفتار گرا که واتسون واسکینر از شناخته شده ترین چهره های آن هستند, هموار ساخت .امـروز بیشتر واقع گرایان طبیعی در تربیت کودکان از نقطه نظر های روان شناسان رفتار گرا سود می جویند.
یادگیری مطابق این دیدگاه عبارتست از شکل گیری تغیراتی که برای معلم و شاگرد حس کردنی و قابل مشاهده باشند.
منظور از فرایند تربیت در این دیدگاه نه تنها آشنا ساختن متربی با دنیای واقعی است بلکه انتظار این است که تربیت سبب شود تا شاگردان آن واقعیات را شخصا ً کشف کنند

تربیت از دیدگاه واقع گرایان تعقلی
واقع گرایان تعقلی با توجه به نقش خاصی که برای عقل در شناسائی انسان قائل هستند بیشتر از محرک ها وپاسخهائی که در دیدگاه قبلی مورد تاکید بودند,به ادراکات و استنباطاتی که انسان از محیط اطراف خود دارد توجه دارند . نظم طبیعی حیات انسان وقتی مشخص یا درک نمی شود که تمام فعالیت های او به وسیله هدفی عقلانی هدایت شود.


هدف ومحتوای تربیت
در تعیین محتوای تربیت میان دو طرز تفکر واقع گرایانه (طبیعی وتعقلی) تفاوت چندانی مشاهده نمی شود تفاوت آنها بیشتر روشن است .
در واقع گرائی محتوای برنامه آموزشی به گونه ای تدارک دیده می شود که شاگردان ضمن اندوختن دانش بتدریج با راه و رسم زندگی و نیز نحوه برخورد با مشکلات آشنا شوند.
این موارد درسی عبارتند از :
1. ابزار های تفکر و تفاهم شامل:
-- زبان مادر وزبانی که بتوان به وسیله آن با افراد جامعه بومی تفاهم برقرار ساخت
-- زبان کمی (ریاضیات) تا بتوان به وسیله آن یافته ها علمی را در مقیاس جهانی عرضه کرد که برای همگان قابل فهم باشد.
--زبان هنر (نقاشی ,کارهای تجسمی ,موسیقی و...) برای تلیف عواطف و احساسات شاگردان.
2. علوم طبیعی و تجربی
3. علوم مربوط به تحلیل جامعه انسانی :این بخش از محتوای درسی از انجائیکه در ارتباط با مسائل آینده و تحول زندگی انسان است بیشتر مورد توجه واقع گرایان تعقلی قرار گرفته است.


روشهای تدریس
روشهای تدریس در دیدگاه واقع گرائی طبیعی یا علمی بریافته های روان شناسان رفتار گرا استوار است و در دیگاه واقع گرائی تعقلی مبتنی بر نظریه های روانشناسان شناختی یا گشتا لتی است.
بطور خلاصه روشهای تدریس مکتب واقع گرائی مبتنی بر مشاهده ,آزمایش و تجربه و حل مسئله و تعقل است.


ارزش شناسی وتربیت
ارزش شناسی تربیت گرایان

واقع گرایان در اینکه ارزشهای بنیادی در اساس صورت ثابتی دارند با هم توافق نظر دارند دارند. به اعتقاد آنها ارزشها همانند سایر اشیاء ,کاملا مستقل از ما وجود دارند.به اصطلاح فلسفه ارزشها نیز یک موجود هستند. این گفته به آن معنا نیست که آنها وجود عینی دارند بلکه وجود آنها از نوع صورتهای ریاضی است.
تغییر در ارزش گذاری از سوی واقع گرایان طبیعی یا علمی دقیقا ً از طریق تغییر در خود ارزشها تفسیر و تبیین می شود.
اما واقع گرایان تعقلی معتقدند که بر ای ارزشها در جهان شالوده هائی وجود دارد .ریشه آنها در رابطه انسان و اشیاء قرار گرفته است.
بدین ترتیب تا زمانی که انسان , انسان بماند , ارزشها ی بنیادی تغییرینخواهد کرد.


تربیت از دیدگاه واقع گرایان طبیعی
واقع گرایان طبیعی یا علمی به منظور تربیت انسان توصیه می کنند که هرچیز سازگار طبیعت او دارای ارزش است . غایت تربیت این است که انسان براساس مقتضیات طبیعت زندگی کند کار معلم تبلیغ اعمال اخلاقی به صورت مجموعه ای از اوامر و نواهی که مخالف با حیات طبیعی انسان باشد نیست. بلکه وظیفه او فراهم کردن زمینه هائی است که شاگرد به مقتضای امیال و خواستهای طبیعی خود عمل کند.

تربیت از دیدگاه واقع گرایان تعقلی
واقع گرایان تعقلی با الهام از اعتقاد به ثابت بودن ارزشهای بنیادی و ترکیب انسان از روح و جسم اظهار می دارند که تربیت اخلاقی شاگردان شامل آراستن آنها به فضایل معنوی است. از نظر آنان غایت فعالیت های انسان سعادت است,و سعادت در واقع همانند یک فرایند کامل برای یک انسان عاقل تلقی می شود. معلم با تربیت نفس و به فعلیت رساندن همه توانائب ها و استعداد ها ی شاگردان آنها را منضبط بار می آورد.