از رفتارگرایی تا سازاگرایی
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رفتارگرایی

      آموزش عالی به عنوان نیروی محرکه توسعه پایدار و حرکت به سوی جامعه معرفتی ، دارای نقشی راهبردی است. علاوه برآن ، نهاد یادشده در مزیت رقابتی کشورها در سطح منطقه ای و بین المللی نقش تعیین کنند‌ه‌ای ایفا
می‌کند.  در این راستا ،


    در این راستا ،  در دهه آغازین هزاره سوم، از دانشگاه‌ها انتظار می رود که ضمن توجه به جنبه های یادشده، مسوولیت اجتماعی خود را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند. برای این منظور ، دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی باید در تحلیل واقعیت‌های جامعه و عرضه راه حل‌های فراکنشی پیشقراول باشند.  بنابراین در طی دو دهه گذشته در اغلب کشورهای جهان برای هماهنگ تر کردن برنامه های آموزش عالی با نیازهای توسعه ای و ارتقاء کیفیت نظام‌های آموزش عالی ، حساسیت ویژه ای بوجود آمده است .حاصل این امر آن بوده است که نیاز روزافزون نسبت به ارزیابی کیفیت دانشگاه‌ها و سایر مراکز آموزش عالی در اغلب کشورهای جهان احساس شده است . یکی از مولفه های اصلی کیفیت در نظام آموزش عالی ، کیفیت فرایند تدریس- یادگیری است . کیفیت این مولفه نیز بستگی به کیفیت یادهی و کیفیت عملکردیادگیری دارد. تحول دیدگاه‌های روانشناسی یادگیری از رفتارگرائی به شناخت گرایی و سازاگرائی زیربنای نظری لازم رابرای آگاهی مدرس نسبت به انتخاب راهبردهای مناسب در فرایند یاددهی یادگیری و دستیابی به سطح مطلوب یادگیری فراهم کرده است.

رویکرد یاددهی یادگیری در مکتب رفتارگرایی

      این رویکرد براساس نظریه "اسکینر " تدوین شده است . یادگیری در این مکتب عبارت است از تغییر در رفتار قابل مشاهده ، پیامد یادگیری در این مکتب با اهمیت و پیامد براساس تقویت و تمرین شکل داده می شود.  مدرس نقش اصلی را در اداره کلاس، انتقال دانش و اصلاح اشتباه‌ها دارد و یادگیرنده نقشی در ساختن دانش ندارد . فرایندهای عالی تفکر نقش چندانی در یادگیری ندارد  و تاکید بیشتر بر تمرین و فرایندهای حافظه می باشد و یادگیری عمیق را ایجاد نمی کند .


رویکرد
یاددهی یادگیری در مکتب شناخت گرایی

     این رویکرد براساس نظریه "آندرسون" تدوین شده است.  در این رویکرد دانش پیکره ای ثابت است که باید به آن دست یافت. یادگیری کسب واقعیت‌ها، مهارت‌ها، مفاهیم و راهبردها است؛که از طریق بکارگیری فعال راهبردها بوقوع می پیوندد .انتقال دانش از طریق هدایت یادگیرنده به سمت اطلاعات کاملتر و دقیق تر ، مدرس یک راهنما و راهبردهای مناسب را به عنوان الگو ارائه می دهد .

رویکرد یاددهی یادگیری در مکتب سازنده گرایی

      این نظریه که توسطه صاحبنظرانی مانند پیاژه ، ویگوتسکی و همفکران آنان توسعه و بسط داده شد به فرایند یادگیری به عنوان فرایند ساختن دانش، ارزش‌ها و باورها توسط یادگیرنده توجه دارد ، یادگیرنده نقش فعالی در خلق و ساخت دانش خود دارد و مدرس تنها نقش تسهیل کننده یادگیری را دارد .تدریس که براساس این نظریه بنا شده باشد بر یادگیری همکارانه و حل مساله محور تاکید دارد.

باتوجه به اینکه یکی از رسالت‌های دانشگاه آموزش می باشد، بالتبع کیفیت تدریس ارائه شده توسط مدرسان ازجمله مهم ترین مسائلی است که از یک سو بازخورد مناسب برای تجزیه و تحلیل مسائل آموزشی، تصمیم گیری‌های اساسی و برنامه ریزی راهبردی در اختیار مسئولان و دست اندرکاران آموزش عالی قرار می دهد و از سوی دیگر اعضای هیات علمی با آگاهی از عواملی که باعث بهبود کیفیت تدریس آنان خواهد شد می‌توانند تدریس خود را از نظریه انتقال دانش به سمت ایجاد ساخت دانش توسط دانشجو و فعال کردن دانشجو یا به عبارتی روش تدریس خود را از رفتارگرایی به سمت سازاگرائی سوق دهند.[1]



-[1] برگرفته از مقاله «بررسی برخی عوامل مرتبط با کیفیت تدریس اعضای هیات علمی: مروری بر پژوهش‌های قبلی» نوشته کلثوم نامی و
ثنا صفری که در پنجمین همایش ارزیابی کیفیت در نظام دانشگاهی در اردیبهشت 1390 ارایه گردید.