گزارش شرکت در ششمین کنفرانس ملی و سومین کنفرانس بین المللی یادگیری و آموزش الکتر
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

گزارش شرکت در ششمین کنفرانس ملی و سومین کنفرانس بین المللی یادگیری و آموزش الکترونیکی که در تاریخ 25و26 بهمن ماه 1390 در دانشگاه تهران برگزار گردید.


تهیه شده توسط حسن فرهمند خواه –

محورهای این کنفرانس که می توان از آنها به عنوان ارکان آموزش الکترونیکی نیز یاد کرد عبارت بودند از:

v    جایگاه یادگیرنده در یادگیری الکترونیکی

v    نقش و وظایف استاد در یادگیری الکترونیکی

v    محیط و ابزارهای یادگیری الکترونیکی

v    مسایل فرهنگی در یادگیری الکترونیکی

v    جایگاه ارزیابی در یادگیری الکترونیکی

v    محتوای الکترونیکی

v    کارکردها و کژکارکردهای فناوری در یادگیری الکترونیکی

 

در ادامه به طور مختصر در خصوص هریک از محورها توضیحاتی که بر گرفته از پژوهش های انجام شده در زمینه های مرتبط می باشد ارایه می شود.

 

  1. 1.      جایگاه یادگیرنده در یادگیری الکترونیکی

در این قسمت توجه به ویژگی های فراگیر و نگرش آنها نسبت به مقوله یادگیری الکترونیکی بوده و نیز مسایلی که در نتیجه تعامل فراگیر با آموزش الکترونیکی پیش آمده، مورد بحث گذاشته شد.

مسایلی از قبیل ویژگی فراگیران از جمله فرهنگ، تجربیات قبلی، نگرش آنها می تواند در این راه ایجاد نویز و مانع کند. در کنترل حضور فراگیر در آموزش الکترونیکی اینکه شخص مورد نظر در جریان آموزش هست یا اینکه نتایج آزمون ها برگرفته از سواد فراگیر هدف می باشد یا خیر از موضوعات یکی از پژوهش ها بود.

در پژوهشی که به گفته ارایه دهنده آن خواسته بود نیمه خالی این لیوان را ببیند، فقدان هشت عامل را باعث عدم موفقیت یادگیری الکترونیکی دانست:

عدم توجه به مسایل انگیزشی فراگیران، نداشتن خودگردانی (مدیریت زمان)،استقلال در یادگیری(فراگیر خود راهبر نیست)، مرکز کنترل رفتار در فراگیر( درونی یا بیرونی)، حضور اجتماعی(عدم تعامل فراگیر با فراگیران و با استاد) و بار شناختی( عدم شناخت کافی از ملزومات یادگیری الکترونیکی).

در مجموع در این قسمت با مرکز قرار دادن یادگیرنده، نگاه ها به سمت رسیدن به الگوهایی بود که درآن فراگیر در جریان یادگیری الکترونیکی باقی مانده و یادگیری در او اتفاق بیافتد.

 

 

  1. 2.      نقش و وظایف استاد در یادگیری الکترونیکی

در این قسمت با تأکید بر نقش معلم در جریان تولید محتوا و نیز آموزش الکترونیکی، با تکیه بر نظریات یادگیری نیاز است نقش معلم در جریان آمورش الکترونیکی باز تعریف شود.

انتقال از دیدگاه رفتارگرایی به سازاگرایی، فراهم کردن محیط یادگیرنده محور، انتقال مرکزیت یادگیری از یاددهنده به یادگیرنده، تمرکز بر تواناییها و نیازهای فردی و علایق یادگیرنده و در نهایت شخصی سازی محیط یادگیری از وظایف معلم می تواند باشد. در واقع در پشت ابزار الکترونیکی، معلمی باید باشد که داناست و یک سامانه هوشمند را برای یاددهنده تدارک دیده است که می تواند از فراگیری به فراگیر دیگر تغییر کند.

  1. 3.      محیط و ابزارهای یادگیری الکترونیکی

امروزه دغدغه طراحان دانشگاه های الکترونیک و سامانه های یادگیری الکترونیک، تلاش برای نزدیک کردن این شیوه آموزشی به آموزش موثر و حذف کاستی های آموزش سنتی( عدم توجه به نیازهای فردی، تفاوت در راهبردهای یادگیری فراگیران و اجبار حضور در کلاس درس از آن جمله اند) می باشد. افراد مختلف نیاز های آموزشی بسیار متنوعی دارند و شیوه های موثر آموزش، متناسب با توانایی ها و علایق آنها متفاوت است؛ از این رو تلاش برای خودکار سازی طراحی مسیر های آموزشی، منطبق بر توانایی ها و علایق فراگیر به یکی از چالش های مهم در این عرصه تبدیل گشته است. با توجه به برداشت فراگیر از مفید بودن نقش تکنولوژی در آموزش و  وجود انگیزش کافی برای ورود به محیط آموزش الکترونیکی لازم است با توجه به فراگیران دست به طراحی محیط یادگیری الکترونیکی زد تا علاوه بر اینکه نقایص محیط آموزشی در شیوه سنتی رفع می شود، موجب جذب و نگهداشت فراگیر نیز بشود. لذا در این کنفرانس روی ارایه معماری جدیدی از محیط یادگیری الکترونیکی بحث شده است.

  1. 4.      مسایل فرهنگی در یادگیری الکترونیکی

توجه به انسان و ویژگی هایش در این نوع یادگیری نیاز به تعریف دارد. مسایل عاطفی، روانی حرکتی، تعامل بین فراگیران و استادان و نیز حضور در اجتماع از دغدغه هایی است که باید در طراحی آموزش های الکترونیکی مد نظر داشت. انتقادی که به این نظام می شود محصول مدار بودن است چیزی که جنبه صنعتی داشته و موافق با نگاه انسانی نیست. لذا توجه به فرهنگ و مسایل اجتماعی، تعریف مبانی انسان شناختی
می تواند در موفقیت این نظام تأثیر گذار باشد.

  1. 5.      جایگاه ارزیابی در یادگیری الکترونیکی

 یکی از جنبه های آموزش الکترونیکی که اغلب موجب ایجاد نگرانی زیادی برای معلمان شده است، ارزشیابی عملکرد فراگیران می باشد. معلمان نگرانند که مبادا نتوانند میزان درک و فهم یا مشارکت فراگیران را به خوبی ارزشیابی کنند. قابلیت های فناوری در این قسمت می تواند به کمک بیاید امکان ضبط کلیه فعالیت ها و پاسخ های فراگیر می تواند منبعی برای ارزیابی آنچه در آموزش گذشته است باشد. مسایلی از قبیل روشن بودن تکالیف، زمانبندی و نحوه امتیازبندی آنها، روش ارزشیابی و سیستم نمره دهی، وجود مکانیزم ارزشیابی فراگیر از پیشرفت خود( در ادامه نظریات خود راهبری فراگیر)، وجود قوانین مشخص در ارزشیابی از جمله مسایلی هستند که در آموزش الکترونیکی باید دارای تعریف باشند.

 

 

 

  1. 6.      محتوای الکترونیکی

تهیه محتوای الکترونیکی شاید نقطه عطف این مباحث باشد در مقاله ای که با عنوان ((محتوای الکترونیکی، کلید موفقیت در یادگیری الکترونیکی)) ارایه شده بود هر چند محتوا را یکی از اجزای این نظام دانسته اما اهمیت آن به عنوان محل تلاقی فراگیر و نظام اموزش الکترونیکی، می تواند دارای نقش مهمی باشد. استفاده از متن، صوت، فیلم، انیمیشن و .... به صورت واحد و یا با هم محتوا را شکل می دهد اما کار به اینجا ختم نمی شود اینکه این محتوا برای چه موضوعی و برای رسیدن به چه سطحی از یادگیری ترتیب داده
می شود چیزی است که طراحان محتوا را از سردرگمی نجات داده و امکان ارایه محتوای مناسب را فراهم
می آورد. البته توجه به مسایل فنی، روانشناختی و فرهنگی نیز از مسایلی است که در این قدم نباید از نظر دور داشت.

  1. 7.      کارکردها و کژکارکردهای فناوری در یادگیری الکترونیکی

 در این قسمت که منجر به بحثی جدی در این کنفرانس شد، از آموزش الکترونیکی به عنوان عامل محقق کردن شعار یونسکو (( آموزش برای همه)) یاد شد و  با توجه به قابلیت های دنیای فناوری می توان به سوی (( آموزش برای همه و در هرجا )) گام برداشت. اما در این جلسه بیشتر به کژکارکردهای این نظام اشاره شد. یک نفر از اعضای این پانل که از کشور آمریکا در این جلسه بود با اشاره به نقش آموزش الکترونیکی و اهمیت آن عنوان کرد که این نظام در جای خود بسیار مناسب هست. کسانی که به دلیل مشکلات جسمانی
نمی توانند در کلاس حضور یابند، سربازانی که در خارج از مرزها در حال خدمت هستند، افراد شاغلی که به دلیل کمبود وقت نمی توانند ادامه تحصیل بدهند نمونه های مشخصی از مخاطبان این نوع آموزش ها هستند. در ادامه سایر سخنرانان و شرکت کنندگان به وجود برخی مشکلات در آموزش الکترونیکی اشاره کردند که اهم آنها بدین قرار می باشند:

 

در سطح کلان و وزارتخانه هایی که به نوعی مرتبط با آموزش هستند:

ü    نبود آیین نامه و قوانین و دستور العمل

ü    نبود زیرساخت های فنی و الکترونیکی در کشور(سرعت اینترنت و پهنای باند از این
جمله اند)

ü    نبود برنامه در توسعه نظام و جذب فارغ التحصیل دوره های الکترونیکی در کشور( روشن نبودن مدارک تحصیلی و میزان اعتبار آنها)

     در سطح نیمه کلان و آموزشگاهها و مراکز:

ü    نبود منابع انسانی متخصص(کارشناس و هیات علمی)

ü    نبود سیستم نظارت بر اجرای آموزش الکترونیکی

ü    نبود محتوای مناسب الکترونیکی

ü    نبود برنامه ریزی در آموزش اموزش الکترونیکی(فناوریهای ارتباطات و اطلاعات به منزله ابزار
می باشند باید در جهت آموزش برنامه ریزی شود)

ü    عدم درک صحیح از یادگیری الکترونیکی

ü    توجه ویژه به درآمدهای مالی این شیوه آموزش( به عنوان منبعی برای کسب درامد)

ü    نبود دوره های تلفیقی آموزش مجازی و سنتی( امکان انتخاب دانشجو باشد که درسی را به شیوه مجازی بگذراند)

ü    عدم دسته بندی در ارایه آموزش های الکترونیکی( با توجه به ماهیت دوره های قبل از دانشگاه،کوتاه مدت، رسمی و غیر رسمی آموزش الکترونیکی نیاز به تعریف دارد)

ü    عدم استفاده از نتایج کنفرانس ها و تحقیقات انجام شده در ارتباط با آموزش الکترونیکی

 

در سطح فردی و جامعه:

ü    نبود انگیزه در مخاطبان و دانشجویان این دوره ها

ü    عدم نگاه مثبت جامعه در اعتبار این نوع آموزش ها و نبود فرهنگ پذیرش دوره های مجازی

ü    عدم نگاه مثبت فراگیران به این نوع دوره ها( انتخاب این دوره ها به عنوان آخرین گزینه ادامه تحصیل)