مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی: تکنولوژی آموزشی

چکیده:

فلسفه روش درست اندیشیدن و راه خردمندانه زیستن و کوشش برای شناخت هستی است.ما با انواع فراوانی از فلسفه از جمله فلسفه دین،فلسفه هنر،فلسفه علوم و فلسفه علوم گوناگون و فلسفه تعلیم و تربیت یا  آموزشی و یادگیری که موضوع این مقاله است در ارتباطیم.این مقاله برای آن است که مبانی فلسفی آموزشی و یادگیری با تأکید بر تکنولوژی آموزشی و ارتباط فلسفه با تکنولوژی آموزشی و یادگیری را در مکاتب مختلف فلسفی مورد بررسی قرار دهد. و همچنین این مقاله نشان می دهد که آموزش و یادگیری ما اگر بر فلسفه ای روشن و رهایی بخشی متکی باشد نوجوانان و جوانان ما خواهند توانست مهارتهای خود را برای زندگی پاکیزه و انسانی گسترش دهند. روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است که با استفاده از کتابخانه دیجیتالی دانشگاه و مقالات منتشر شده در مجلات علمی و پژوهشی و همچنین استفاده از کتب معتبر مربوط به موضوع بوده است و این مقاله برآنست که نشان دهد با عنایت به بررسی ارتباط فلسفه با آموزشی و یادگیری و همچنین بررسی مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی ما نیازمند تفکر روشمند و اندیشه­ی درست تعلیم و تربیت و راه و رسم زندگی انسان هستیم و می­توانیم آن را به همه دانش آموزان و جوانان بیاموزیم مشروط بر آنکه موضوع مناسب، روش مناسب، زبان و ابزار مناسب و موقعیت مناسب را برای آموزش بشناسیم و بکار گیریم.


مقدمه:

تاریخ بر تلاطم وطولانی بشر،شاهد اقتدار،نفوذ و تأثیر مکاتب فلسفی بر تعداد بی شماری از انسانها بوده است. یکی از شاخه های فلسفه معرفت شناسی است که به آزمایش و نظریه پردازی در مورد چگونگی کسب دانش می پردازد.بنابراین معرفت شناسی بخشی از فلسفه است که به مطالعه ی حاصل و نتیجه دانش و یادگیری می پردازد، در اینجاست که ما به ارتباط فلسفه با تکنولوژی آموزشی و یادگیری پی می بریم.البته تحولات اخیر در تعلیم و تربیت به طور عام و رشته تکنولوژی آموزشی بطور خاص جهت گیریهای جدیدی را مطرح کرد.ورشته تکنولوژی آموزش هم به تبع تأثیر پذیری رشته های ما در این رشته مانند فلسفه،فلسفه تعلیم و تربیت و روانشناسی تربیتی موجب بیشترین تحول در مباحث فلسفی و نظری تکنولوژی آموزشی شد(فردانش،87).

و اهمیت مسأله به این دلیل است وقتی که معلم در امر آموزش و واقعیت،ماهیت انسان و جامعه را مورد تأمل قرار می دهد،دربارهء آموزش و پرورش فیلسوفانه می اندیشید.معرفت شناسی فلسفی که با مفاهیم کلی و بنیادین شناخت سرو کار دارد،با روشهای تدریس و یادگیری رابط نزدیکی دارد،بنابراین دید علمی دیدی جزئی است و دید فلسفی دید کلی است (نگارنده). آنچه که آموزش و پرورش را در دوره ها یا جوامع مختلف از یکدیگر متمایز می کند فلسفه،هدف و شیوهء عمل است(کدیور،1383).

مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی و یادگیری،آموزش روش تفکر فلسفی و اندیشهء درست که یک ضرورت بنیادی در تعلیم و تربیت است،که در غیاب فلسفه روش تربیتی،افکار ویرانگر و عمیق کننده گسترش داده می شود وشور وشوق زندگی واقع بینانه و خردمندانه و انسانی از میان می رود(لطف آبادی،1386).تکنولوژی آموزشی هم وسیله ای برای رسیدن به این اهداف است و همه چیز به این بسته است که تکنولوژی را به نحوی مناسب به کار ببندیم(اعتماد،77).

فلسفه آموزشی هر معلم عبارت از مجموعه ای از عقاید و استنباطهای اوست که با بهره گیری از مکاتب فلسفی و در سپر فرهنگی وی به وی وجود آمده است که بدین ترتیب معلم درباب مسایل مهم تربیتی و تشخیص مبنای خیر و شر و رشت و زیبا و حق وباطل و کارهایی را که در نظر او ارزشمند هستند تشخیص می دهد(سلطان قرائی،1387).

دکترعلی اکبر شعاری نژاد طی مقاله ای تحت عنوان مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی در نشریه رشد تکنولوژی آموزشی شماره 168 سه مقوله علم و فلسفه و تکنولوژی را در سراسر و حیات انسان معاصر و تقریباً در همه ابعاد رفتاری انسان از مؤلفه های اساسی و حتی تعیین کننده می داند.

والام[1][1](1996)اظهار می دارد که یکی از پیشنهادهای رایج سردمداران تربیتی به منظور بهبود مدارس امروزی تلفیق فنّاوری(تکنولوژی) و فرایند تدریس ویادگیری است. همچنین دکتر علی اکبر شعاری نژاد طی مقاله ای دیگر با عنوان مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی در نشریه رشد تکنولوژی آموزشی شماره 164و163 اظهار داشت که به طور کلی بحث از زندگی به ویژه در دنیای امروز بدون بحث از تکنولوژی و آثارش بر انسان و چند و چون زندگی انسان طبعاً بی معنا خواهد بود و بحث از این رو بدون سخن گفتن از فلسفه ی زندگی وظیفه پیدایش تکنولوژی و آثار حیاتی آن در همه عرصه ها و ابعاد و حیات و فلسفیدن دربارهء آن طبعاً ابتر خواهد بود.

روش شناسی:

در این مقاله ی مروری برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است که با استفاده از کتابخانه دیجیتالی دانشگاه و مقالات چاپ شده در مجلات علمی و پژوهشی و همچنین از کتابهای مربوط به موضوع استفاده شده است که ابتدا در قسمت فلسفه و سیر تحولی آن به تعریف واژهء فلسفه و تحولات آن پرداخته شده و همچنین در مبحث تکنولوژی آموزشی،آموزش و یادگیری به توضیح آنها پرداخته شد و همچنین در مبحث ارتباط علم،فلسفه، تکنولوژی آموزشی چگونگی و حیطه کار آنها مشخص شده و  بعد مبانی فلسفی نظریه های یادگیری بررسی شد در قسمت ارتباط مکاتب فلسفی با آموزشی و یادگیری به بررسی روشهای یادگیری و آموزشی در مکاتب مختلف فلسفی پرداخته شده و در بحث مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی از مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی صحبت شد.

یافته ها:

فلسفه و سیر تحولی آن:

واژهء فلسفه از ریشه ی یونانی«فیلو» و «سوفیا» که به معنی دوستدار دانایی است ساخته شده است که خاستگاه فلسفه، عشق و مقصد آن شناسایی است. برای رسیدن به روشنایی(نقیب زاده،1376) و فلاسفه ی مختلف  تعاریف گوناگونی از فلسفه ارائه داده اند مثلاً از نظر افلاطون فلسفه کوشش برای رسیدن به روشنایی «بودن» است و در مقابل سفسطه قرار دارد. یا اگوست کنت در تعریف فلسفه می گوید فلسفه شامل کلی ترین قواعد و قوانین و موجودات و اصول و مبادی علم و روش پژوهش علمی است.....(فرمهینی فرهانی،1384).

در آغاز ظهور فلسفه فلاسفه به بحث های مربوط به جهان شناسی پرداختند پس از عصر جهان شناسی،انسان شناسی مورد توجه خاص فلاسفه قرار گرفت، پس از عصر انسان شناسی، دورهء منظم در فلسفه یونانی فرا رسید و متفکرانی چون دموکریتوس،افلاطون، ارسطو ظهور کردند و به مباحث فلسفی نظمی خاص بخشیدند به عنوان نمونه  ارسطو فلسفه را به فلسفه نظری و عملی تقسیم کرد که فلسفه نظری شامل الهیات، ریاضیات، طبیعیات و فلسفه علمی شامل اخلاق، تدبیر منزل بود و پس از ارسو غالباً فلسفه اخلاقی پدید آمد و در قرون وسطی،بویژه در اروپا فلسفه در خدمت دین در آمد. و پس باب تازه ای در فلسفه گشوده شد که به معرفت شناسی مرسوم گشت(فرمهینی فراهانی،1384). و کم کم با آراء دیویر، توجه به روش علمی و مسائل یادگیری را رونق بخشید و بر فعال بودن انسان در جریان یادگیری تأکید داشت(کدیور،,1383). روانشناسی تربیتی(آموزشی و یادگیری)به صورت رسمی در اواخر قرن نوزدهم از فلسفه جدا شد، یعنی، هنگامی که محققان آموزش دیده در فلسفه و رشته های دیگر تصمیم گرفتند گمانه زنی­های فلسفی را کنار بگذراند و برای آزمون نظریه هایی که مطرح شده بودند، وارد آزمایشگاه تجربی شوند(سید محمدی،1383).

تکنولوژی آموزشی،آموزش، یادگیری:

واژه تکنولوژی از کلمه تکنولوژ یا در یونان به معنای انجام دادن سیستماتیک یک هنر یا حرفه گرفته شده است و تکنولوژِ آموزشی عبارتست از «مجموعه روش­ها و دستور العمل­هایی که با استفاده از یافته های علمی برای حل مسائل آموزشی اعم از طرح،اجرا وارزشیابی در برنامه های آموزشی به کار گرفته می شود»(فردانش،1387).

آموزش هم معنی تعلیم است که در لغت نامه دهخدا به معنی بیاموختن،بیاگاهیدن و کسی چیزی آموختن است.(مهدیان،1385).آموزش مجموعه ای از فعالیت هایی است که در پی تسهیل یادگیری است ولی ممکن است به یادگیری منجر نشود(کدیور،1383).

و یادگیری در تعریف کیمبل عبارتست از تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار بالقوه­ی فرد که بر اثر تجربه بدست می آید(زارع،88).

امانوئل کانت فیلسوف مشهور قرن هفده:«در بین ابداعات بشر دو تا از مابقی مشکل­تر است: هنر مملکت داری یا حکومت و هنر تعلیم و تربیت و مردم هنوز دربارهء معنای واقعی این دو اختلاف نظر دارند(مهدیان،1385). بنابراین تکنولوژی آموزشی تنها به کارگیری و سایل و ابزار یا استفاده از یافته های تحقیقات در زمینهء نظریه­های یادگیری نیست. تکنولوژی آموزشی همچون یک علم کاربردی با بهره گیری از یافته های تمام علوم به حل مسائل آموزشی اقدام می کند(فردانش،1387).

ارتباط علم،فلسفه،تکنولوژی آموزشی:

علم با آنکه می تواند به پاسخ های دقیق و همه پذیر دست یابد ولی این پاسخ ها بس محدود است و محدودیتی اینچنینی به هیچ روی با گستردگی دامنهء نیازهای او سازگار نیست،در حالیکه هر یک از این جنبه ها و جلوه ها با حوزه و موضوع ویژه ای سروکار دارد،امّا فلسفه به گفته افلاطون بنیادش بر کل نگری است،از سویی به همه می پردازد و از سوی یگر به هیچ حوزه،موضوعی محدود نمی ماند و این از آنروست که ذات فلسفه در ژرف اندیشی و سنجش خردمندانه است(نقیب زاده،76).

از دیدگاه صدر متألهین فیلسوف قرن بیستم تحول علم و تکنولوژی چنان مستقل و خودد مختار شده است که سلطه ی تمام گرای آن خود ماهیت بشر را دگرگون کرده است(اعتماد،77).

در هر زمینه و دربارهء هر موضوعی که باشد گستردگی میدان فلسفه همانند گستردگی میدان اندیشه است،از اینرو که فیلسوفانی چون ارسطو از دیرباز گفته اند که برای رد کردن فلسفه نیز باید به فلسفه رو آورد.(نقیب زاده،1376).افلاطون در تفاوت علم و فلسفه می گوید درد علمی دیدی جزئی است حال آنکه نگاه فیلسوف به سوی کل و در جستجوی وحدت درونی چیزهاست،فلسفه به چرایی توجه دارد و علم به چگونگی،علم کاری به ارزش گذاری ندارد ولی فلسفه متوجه ارزش گذاری است.مسائل فلسفی کلی وعام است ومسائل علم اختصاصی و تخصصی است(فرمهینی فرهانی،1384).

زندگی

فلسفه

سه مقوله علم و فلسفه و تکنولوژی در سراسر حیات انسان از مؤلفه های اساسی و تعیین کننده به شمار می روند.

علم

تکنولوژی

 

بنابراین در دنیای امروز بحث از لزوم یا غیر ضروری بودن تکنولوژی بحثی کاملاً بیهوده بوده است(شعاری نژاد،ش 165).

مبانی فلسفی نظریه های یادگیری:

نظریه های یادگیری از مبانی فلسفی متفاوتی برخوردارند یکی از این دیدگاهها تجربه گرایی است در این رویکر فلسفی اعتقاد بر این است که دانش از طریق تجربیات حسی به دست می آید مهمترین ویژگی های آن عبارتست از: حس نگری،کاهش گرایی،تداعی گرایی و ماشین گرایی و بر عکس آن دیدگاه خرد گرایی است این دیدگاه منبع دانش،به حس نیست بلکه به تصورات ذهنی است.نظریه های یادگیری که تابع مبانی فلسفی تجربه گرایی هستند عبارتند از نظریه های پاولف، ثرندایک، هال، گاتری واسکینر، نظریه گشتالت، پیاژپردازش اطلاعات و رویکردهای شناختی از مبانی فلسفی فردگرایی برخوردارند. البته بعضی از نظریه ها بر هر دو موضوع تاکید دارند.نظریه های یادگیری علیرغم اینکه مبانی فلسفی متفاوتی دارند همه آنها به نبال پاسخ به پرسشهای مشترکی هستند(زارع،88).

از دیدگاه فلسفی،فلاسفه آموزش و یادگیری را به ندرت می توان دقیقاً به یک شاخه از فلسفه منتسب کرد،مثلاً اگر فیلسوفی علاقه مند به مسائل تدریس و یادگیریی از دیدگاهی نظری است،به زمینه روان شناسی فلسفی کشیده خواهد شد که سروکارش با نظریه های رشد انسان،همراه با گونه هایی از یادگیری و رابطه آن با تدریس و نظریه های انگزیش و تشکیل مفاهیم است.این فیلسوف همچنین ممکن است به سوی فلسفه تاریخ،ریاضیات،و علم  رهنمون شود تا ذهن روشن تری در باب آنچه که مجزا از این اشکال خاص تفکر است پیدا کند(شعبانی روکی،شجاع رضوی،1381)

ارتباط مکاتب مختلف فلسفی با آموزش و یادگیری:

رابطه مکتب ایده آلیسم(پندار گرایی)با آموزش و یادگیری:

فیلسوفان این مکتب افلاطون، کانت و فروبل- شو پنهاور و دکارت... بودند(فرهمینی فرهانی،84) در این مکتب چون واقعیت را ذهنی تلقی می کنند بیشتر به پرورش ذهن توجه می شود و به دلیل ومعنوی و روحانی تلقی کردن انسان تربیت معنوی را مورد تأکید قرار می دهند و افلاطون سهم عمده ای در ایجاد و گسترش فلسفه پندار گرایی داشت(ابراهیم زاده،1388).

در این مکتب یادگیری فرایندی اکتشافی است که طی آن معّلم ترغیب می شود تا حقایقی را در ضمیر خویش دارد بیاد آورد.و معلم باید مظهر ارزشها باشد(پاک­سرشت،82) هسته­ی مرکزی این فلسفه، آگاهی شخص از خویشتن است و آن را مهمترین حقیقت در تجربه فرد می داند که پیوسته رو به کمال است. هدف آموزش از نظر ایده آلیستها رشد و تکامل ذهن «خود»دانش آموز است و باید به او کمک کرد تا آنچه که در ذاتش دارد بروز دهد.این مکتب انسان «خوب» را بر انسان با معلومات ترجیح می دهد و از روش دیالکتیک در آموزش استفاده می کند که مانند روش حل مسأله دیویی است(فرهمینی،فرهانی،1384).

دروسی مثل ادبیات،ریاضیات،علوم تجربی،علوم اجتماعی،علوم دینی و تربیت بدنی در این مکتب قابل توجه اند و در آموزش بیشتر از روشهای مبتنی بر تعقل و تفکر استفاده می شود و در نتیجه از تمام شیوه ها مانند سخنرانی،مباحثه،پرسش و استدلال استفاده می شود(ابراهیم زاده،88).

رابطه مکتب رئالیسم(واقع گرایی)با آموزش و یادگیری:

فیلسوفان این مکتب ارسطو، کمینوس، اسپنسر، وایتهد بودند(فرهمینی فرهانی،84)

این مکتب مستقیماً از اندیشه های ارسطو متأثر می شود. واقع گرایی امروز به معنی اعتقاد به وجود خارجی و عینیت اشیاء و امور است و به عبارت دیگر جهان را پدیده­ای مستقل از اندیشه انسان می داند و معتقدند جهان پیش از این که انسان به وجود آید وجود داشته است(ابراهیم زاده،1388).

هدف نخستین آموزش این مکتب هموراه ساختن راه کشف دانش و انتقال و کاربرد آن است چنین دانشی برای فعالیت بخشیدن استعدادهای عقلانی بالقوه انسان ضروری است(پاک سرشت،82)از نظر رئالیست ها کودکان باید زندگی سالم وخوب را یادبگیرند و هدف آموزش باید مواجه ساختن کودکان با واقعیت های زندگی باشدو آنان را افرادی بار آورد که از زندگی سالم بهره مند باشند رئالیسم ها معلم را مسئول می دانند که به دانش آموزان امکان بحث و انتقاد بدهد(فرهمینی،فرهانی 84).

محتوای دروس در این مکتب ابزارهای تفکر و تفاهم هم شامل زبان مادری، زبان کمی و زبان هنر است و روش تدریس و آموزش در این مکتب به طور خلاصه بر مشاهده،آزمایش و تجربه و حل مسأله و تعقل است و از یافته های هر دو گروه روانشناسان رفتار گرا و روان شناسان شناختی سود می جوید و همچنین از روش  سخنرانی نیز استفاده می کنند(ابراهیم زاده ،88).

رابطه مکتب پراگمانیسم(عمل گرا)بر آموزش و یادگیری:

فیلسوفان این مکتب پیرس،ویلیام جیمز،جان دیوئی بودند که جان دیوئی از بانیان این مکتب بود(فرمهینی فرهانی،84)پراگما واژه ای یونانی به معنی کار یا کار وعمل پسندیده است.پراگماتیسم،یا عمل گرایی نیز فلسفه ای است که در پاسخ این پرسش که معیار حقیقی بودن یک قضیه چیست؟

می گوید:کارایی یا سودمندی در عمل است(ابراهیم زاده،88).

انسان از دیدگاه عمل گرایان موجودی زیستی و درعین حال اجتماعی است و هدف تربیتی باید نمایانگر آزادی در فعالیت باشد واز تحمیل هر گونه محدودیت به دور باشد و هدف آرمانی این دیدگاه «جامعه دموکراتیک»است و بهترین روش یادگیری در این مکتب روش حل مسأله است و دانش آموز باید دائماً در وضع فعال خود قرار گیرند تا وضع یک محقق را پیدا کنند و به کشف حقیقت بپردازد و شخصاً تجربه کند(فرمهینی فراهانی،84).در این مکتب موضوع انسان و تربیتش بیشتر از سایر مکاتب مورد توجه قرار گرفته است(ابراهیم زاده،88).

دیویی در آثار خود در زمینه فلسفه آموزش و یادگیری بر نقش مدرسه به عنوان یکی از مهمترین عوامل جامعه ساز تأکید می کند(پاک سرشت،82).

بهترین روش تدریس در این مکتب روش حل مسأله است و برای اینکه شاگردان تفکری کاوشگرانه را در خود بپرورانند باید در جریان یادگیری و فعالیت های کلاس دست به تلاش آگاهنه و معنی دار بزنند(ابراهیم زاده،88).

رابطه مکتب ناترالیسم(طبیعت گرایی)با آموزش و یادگیری:

بنیانگذار مکتب توماس آکویناس از متفکران مسیحی بود (پاک سرشت،82).

صاحب نظران این مکتب ها نیز،اسپنسر-پستالوزی بودند این فلسفه طبیعت را تنها واقعیت می داند این فلسفه آدم را فرزند طبیعت می پندارد نه جامعه این مکتب فلسفی روی زندگی همساز و هماهنگ با طبیعت تأکید می کند.(فرمهینی فرهانی،84).

در این مکتب مدرسه نباید از محیط زندگی کودک مجزا تلقی شود بلکه باید ادامه آن محسوب گردد وکودکی دوران ارزشمند و شایسته رشد انسان است و برنامه درسی وروش آموزش باید از سائقها و غرایز کودکان الهام بگیرد(پاک سرشت،82).

طبیعت گرایان در جریان آموزش می کوشند تا از طریق تبدیل مدرسه به محیط آرام یادگیری از رسمیت آن بکاهند و هدف تعلیم و تربیت این مکتب این است که فرد بتواند از یک طرف به وضع روانی و بدنی خود  و از طرف دیگر با شرایط و اوضاع محیط سازگار کند در این مکتب معلم که نقش تربیتی محیط طبیعی را درک می کند در طبیعت دخالت نمی کند بلکه با جزر و مد نیروهای طبیعی همکاری می­کند و معلم در این مکتب فردی صبور،سهل انگار،و بی­آزار است(فرمهینی فرهانی،84).

رابطه مکتب اسلام با آموزش ویادگیری:

انسان از دیدگاه اسلام موجودی است دو بعدی هم مادی و هم معنوی یعنی دارای جسم و روح است و هدف تربیتی در اسلام رضایت الهی و قرب و نزدیکی به اوست و هدف آموزشی این مکتب تقویت روح مطالعه،بررسی،تحقیق و ابتکار در تمام زمینه های علّمی،فرهنگی،فنی و غیره با اتکا به فلسفهء اسلامی و فراهم کردن شرایط،امکانات لازم برای رشد مستمر فرهنگی،ادبی،هنر،صنعتی ... و روش آموزشی تدابیری است که معلم برای مدیریت فرایند یاد دهی-یادگیری تدارک می بیند.تا این فرایند با سرعت و سهولت انجام گیرد.روشهای یادگیری،یاد دهی علوم گوناگون و تدریس هر یک از علوم باید متناسب با ماهیت آن علم باشد و در این مکتب توأم بودن علم و عمل و اجتناب از سخت گیری،رعایت تفاوتهای فردی مورد تأکید قرار می گیرد(ابراهیم زاده،88).

مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی:

از منظر فلسفی تکنولوژی ابزار نیست،تکنولوژی دید است.مبحث نوپاست ولی دامنه آن وسیع است

بنابراین تکنولوژی آموزشی یک وسیله صرف نیست بلکه نحوی اکتشاف و یادگیری است(اعتماد،77).

و به معنای به کارگیری مستدل یا منطقی دانشی است که در آن از نتایج و یافته های علمی استفاده می شود(فردانشی،87).

در این کلام عمیق و تربیتی امیرالمؤمنین که فرمودند:لاتقسروا اولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم.آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشاربه فرزندان تحمیل نکنید،زیر آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.با تحلیل فلسفی درست این سخن بلند امام(ع)می توان نتیجه گرفت که برای پذیرش تحول در زمینه های اجتماعی و تربیتی و آموزشی و یادگیری نیاز به مطالعه زیادی نیست(جمعی از مؤلفان،85) و تکنولوژی گرچه واژهء نسبتاً جدیدی است،کاربرد این مفهوم شاید همزاد تاریخ دانش بشری باشد. تحولات اخیر در رشته تعلیم و تربیت بطور عام رشته تکنولوژی آموزشی به طور خاص جهت گیری نهایی را مطرح کرده که می توان آن را یک تحول بزرگ نامید و با تحول پذیری رشته های مادر تکنولوژی آموزشی مثل فلسفه،فلسفه تعلیم و تربیت،روانشناسی و روانشناسی تربیتی موجب بیشترین تحول در مباحث فلسفی و نظری تکنولوژی آموزشی شده است.تکنولوژی آموزشی با بهره گیری از علوم مختلف و به کار گیری ابزار و وسایل به حل مسائل آموزشی اقدام می کند(فردانش 1387) و در کنار آن فلسفه آموزش روش تفکر فلسفی و اندیشهء درست یک ضرورت بنیادی در تعلیم و تربیت است و در غیاب فلسفه روشن تربیتی،افکار ویرانگر و عمیق کننده گسترش داده می شود و شور و شوق زندگی واقع بینانه و خردمندانه و انسانی از میان می رود(لطف آبادی،1386(پس با توجه به آنچه درباره فلسفه و تکنولوژی گفتیم می توان به این نتیجه دست یافت که فلسفه در همه موارد و ابعاد زندگی می اندیشد و به حلاجی و برسی انتقادی آنها می پردازد و روشنگری می­کند زیرا چنانچه گفتیم نقش فیلسوفان در جامعه جست و جوی روشنگری است(شعاری نژاد،ش 165).

ارتباط  فلسفه با تکنولوژی آموزشی:

بطور کلی زمانی که مربیان روشهای صحیح آموزش و یادگیری را شناسایی کنند اگر فلسفهء صحیحی نیز راهنمای آنان باشد نتیجه آموزش بهتر از آنچه که هست خواهد بود و آموزش و یادگیری بدون اتکاء به یک فلسفهء نسبتاً صریح ممکن نیست(نگارنده).

از دیرباز گسترش یادگیری و بهبود کیفیت آن یکی از مهمترین دغدغه های دانشمند افراد آگاه و مسئول بوده است و همواره با توجه به رشد تکنولوژی و فناوریهای آموزش سعی در متحول نمودن روش آموزش و یادگیری و یافتن راهکارهایی جهت گسترش یادگیری و ارتقاء کیفیت آن داشته اند.که مراحل تحولات تکنولوژی آموزش ابتدا روش مکاتبه ای یادگیری از راه دور بود و بعدها استفاده از رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون و اندکی بعد نوارهای کاست و ویدوئی تا حدی مشکلات مربوط به یادگیری را بهبود بخشید و با عرضه کامپیوترهای شخصی یادگیری در سطح وسیع و فراگیر مطرح گردید.اما آنچه روند رشد آموزش و یادگیری را با تحولی شگرف رو برو ساخت انقلاب اینترنت بود.رشد برق آسای شیکه اینترنت افق های بسیار فراتر از پندارهای کهن یادگیری را بسوی نسل آینده باز کرد.(شعبانی نیا،مختاری،1387).

و در کنار آن هم فلسفه آموزش و پرورش به انتخاب هدفها،روشها،وسایل آموزش و یادگیری می پردازد و برای مشکلات و مسایلی که در جریان آموزش طاهر می شوند روشهای منطقی و علمی و استدلالی پیدا می کند(سلطان القرائی،1384).

بطور کلی با استفاده از فلسفه آموزش و به وسیله همین علوم و فنون یا تکنولوژی می توان همه شهروندان را از آموزش و پرورش شایسته بهره مند کرد(شعار نژاد،ش 165)ویلیام جیمز یکی از فیلسوفان مکتب پراگماتیم می گوید:«ااین طرز تفکر که معلمان می توانند از طریق روانشناسی طرح ها،برنامه ها و شیوه های معین و قطعی را برای خود در کلاس درسی استخراج کنند کاملاً خطاست تدریس نوعی هنر است و علم هیچ گاه نمی تواند ذاتاً به خلق هنر بپردارد،ذهن خلاق باید واسطه میان علم و کاربرد آن باشد(شعاری نژاد،ش163و164).

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری و بحث:

ماحصل آنچه که بیان شد این است که شناخت مبانی فلسفی آموزش ویادگیری به مشابه ابزاری بنیادین می تواند روش درست اندیشیدن و خردمندانه زیستن را به ما بیاموزد و برای معلّمان ارزشمند است که با فلسفه های مختلف آموزشی و پرورشی آشنا شونده و برنامه های درسی و روشهای تدریس را در ارتباط با دیدگاههای فلسفی خاص آنها شناسایی کنند.این قابلیت به مربیان کمک می کند تا خط مشیها و برنامه های آموزش و پرورشی را مورد نقد وبررسی قرار دهنده و با استفاده از تکنولوژی آموزشی قابلیت مناسبی را در سرعت بخشیدن به رشد آموزشی فراهم آورند.وقتی که مربیان از تشخیص چشم اندازهای فلسفی که منشأ اصلاحات پیشنهادی به شمار می آیند ناتوان باشند،از نظر حرفه ای نه قادر خواهند بود پیشنهادها را نقادی کنند و نه در عمل به کار ببندند.

پژوهش های فلسفی معلمان را در بررسی تصمیمات و مسائل آموزشی و یادگیری یاری می دهد و متقابلاً فلسفه آموزش و یادگیری ممکن است از تجارت،عملکردها و عقاید معلمان استفاده کند بنابراین اهداف، عملکردها و عنایتهای تعلیم و تربیت را می توان از نظام­های فلسفی ای همچون ایدئالیسم،رئالیسم و پرگماسیتم برگرفت و با استفاده از تکنولوژی آموزشی که توانسته است دموکراسی و آزادی بیشتری را به فراگیران برای یادگیری عرضه دارد آموزش داد، و بنابراین طبق مقالات دکتر شعاری نژاد که با موضوع مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی منتشر شده اند و همچنین بررسی هایی که در این رابطه انجام شد به این نتیجه می رسیم که مسائل جدید آموزشی را نمی توان با راه حل هایی قدیمی حل کرد و ناگریز باید به راه حل های نو بیندیشیم و این گونه راه حل ها را عمدتاً راه حل هایی قدیمی حل کرد و ناگریز باید در راه حل های نو بینیشیم و این گونه راه حل ها را عمدتاً می تون در حوزه های علوم و تکنولوژی پیدا کرد و بحث از تکنولوژی آموزشی بدون سخن گفتن از فلسفه تکنولوژی آموزشی بی نتیجه خواهد بود.

پیشنهاد:

1-با توجه به مقالات دکتر شعاری نژاد پیشنهاد می شود که بررسی شود چه نو تکنولوژیهای آموزشی برای جامعه در حال تحول ما مناسب است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

1-ابراهیم زاده،عیسی(1388). فلسفه تربیت.تهران:انتشارات سمت.

2- کدیور،پروین(1383).روانشناسی تربیتی.تهران:انتشارات سمت.

3- پل اچ هر هست،پاتریساوایت(1381).فلسفه آموزش و پرورش.(ترجمه ی بختیار شعبانی ورکی،محمد رضا شجاع رضوی).مشهد:نشر دانشگاه فردوسی مشهد.

4-فردانش،هاشم(1387).مبانی نظری تکنولوژی آموزشی.تهران:چاپ سمت.

5-زارع،حسین(1388).روانشناسی یادگیری.تهران:انتشارات دانشگاه پیام نور.

6- مهدیان،محمد جعفر(1385).مبانی و اصول تعلیم و تربیت.چاپ نشر ساوالان.

7-فرمهینی فرهانی،محسن (1384).اصول و فلسفه تعلیم و تربیت. تهران:سازمان انتشارات دانشگاهی شعبه واحد تهران

8-نقیب زاده،میر عبدالحسین(1376).نگاهی به فلسفه آموزشی و پرورشی .تهران:سپهر نقشو

9- سلطان القرائی،خلیل (1384).فلسفه تعلیم و تربیت و آراء تربیتی .تبریز:چاپ دانشگاه تبریز.

10-افضل نیا،محمدرضا(1388).طراحی و آشنایی با مراکز مواد و صنایع یادگیری.نشر ذره.

11-جرالدل، گوتک(1382). مکاتب فلسفی و آراءتربیتی.(ترجمه­ی محمد جعفر پاک سرشت). تهران: انتشارات سمت.

12- مارتین هادگر،یان هکینگ،تا حس کوون،دونالد مکنزی(1377).فلسفه تکنولوژی.(ترجمه ی شاپور اعتماد).تهران:نشر مرکز.

13-رابرت ویلیام لاندین(1383).نظریه ها و نظامهای روانشناسی (تاریخ مکتبهای روانشناسی).(ترجمه ی یحی سید محمدی).تهران:نظر ویرایش

14-شعاری نژاد،علی اکبر.مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی.نشریه رشد تکنولوژی آموزشی.(ش 165).

15-جمعی از مؤلفان (1385).علوم تربیتی به قلم جمعی از مؤلفان .تهران:سمت

16-لطف آبادی،حسین(1386).رویکردی نو به فلسفه تعلیم و تربیت شماره 20،سال ششم

17-شعاری نژاد،علی اکبر،مبانی فلسفی تکنولوژی آموزشی .نشریه شد تکنولوژی آموزشی (ش 164،163).

18-شعبانی،فریدون،مختاری،وحید(1387).تحلیل و طراحی آموزش الکتریکی تهران:انتشارات خانیران.

19- Elam.S.M(1996)."Phi Pelta Kappas Upung Leaders Of 1980 Tackle Today,s Issues , Phi Delta Kappan ,77(0),610-614

 

 



 



[1][1]amlE