الگوی تدریس غیرمستقیم راجرز
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی: روش تدریس

 پس از بحث دررابطه باالگوهای تدریس انفرادی اینک به بررسی الگوی تدریس غیرمستقیم که روشی از این

خانواده هست خواهیم پرداخت.الگوی تدریس غیرمستقیم مبتنی برنوشته های کارل راجرزمی باشد.وی که ازروانشناسان انسان گراست با پیوند دادن مکتب خودبه تعلیم وترتبیت نظردرمانی خود رابه عنوان شیوه ای

ازیادگیری به آموزش وپرورش تسری بخشید.وی باقراردادن مناسبات انسانی دربرابر موضوع درسی یا

جریان تفکر،ازمناسبات درست انسانی به عنوان عامل نشو ونما یادمی کند.

وی باتوجه به دیدگاهش هدف آموزش وپرورش راشکوفا ساختن هرچه بیشتربالقوه های انسان دانسته وبر

تحقق خویشتن یادگیرنده تاکیدمی کند.


روشها و فنون تدریس

نگاهی بر الگوی تدریس راجرز

 پس از بحث دررابطه باالگوهای تدریس انفرادی اینک به بررسی الگوی تدریس غیرمستقیم که روشی از این خانواده هست خواهیم پرداخت.الگوی تدریس غیرمستقیم مبتنی برنوشته های کارل راجرزمی باشد.وی که ازروانشناسان انسان گراست با پیوند دادن مکتب خودبه تعلیم وترتبیت نظردرمانی خود رابه عنوان شیوه ای ازیادگیری به آموزش وپرورش تسری بخشید.وی باقراردادن مناسبات انسانی دربرابر موضوع درسی یاجریان تفکر،ازمناسبات درست انسانی به عنوان عامل نشو ونما یادمی کند.

وی باتوجه به دیدگاهش هدف آموزش وپرورش راشکوفا ساختن هرچه بیشتربالقوه های انسان دانسته وبرتحقق خویشتن یادگیرنده تاکیدمی کند.

معلم دراین روش نقش یک آسان گر راداردکه بافراگیران روابط مشاوره ای داشته وآنها رایاری میدهد تابه نظریات جدیدی درباره زندگی خود ، کار آموزشی خود و مناسباتشان با دیگران دست یابند .معلم و شاگرد در این روش نظرات خود را به طور باز و صادقانه در میان می گذارند و از این راه فراگیر به رشد و توسعه خویش نایل می آید. در این روش فراگیران معلم را نه بر حسب اطلاعات و وی بلکه بر حسب  میزان کمک وی به رفع نیازهایشان ارزیابی می کنند.دراین روش محیط یادگیری درجهت دست یافتن فراگیران به یک پارچگی بیشترفردی،اثربخشی وارزیابی واقعی ازخود ترتیب می یابد.

دراین روش معلم دنیا راازدریچه دید فراگیرنظاره می کندوباحاکم کردن جوهمدلانه سعی درپرورش ورشد خودفرمانی فراگیران رادارد.درمصاحبه غیرمستقیم معلم تفکرات واحساسات فراگیران راچون آینه منعکس می کند.معلم با استفاده ازتفسیرهای قرینه ای برآگاهی دانش آموزان از احساسات واداراکات خویش می افزاید وآنها رادرروشن ساختن نظریات خود کمک می کند.

معلم تاجایی پیش می رود که به عنوان یک خودخیرخواه به توجه وپذیرش تمام تفکرات واحساسات حتی آنهایی که  ممکن است غلط باشد بپردازد.معلم بایدموضوع غیرتنبیهی داشته باشدوبه طورغیرمستقیم این رابه فراگیر القا نماید تاوی تمام افکارواحساسات خودرابیان کند.

ومعلم با این کاربه رشد عاطفی ورسیدن به راه حلهای قطعی گام برمی دارد.اگردانش آموزازنمره بدخودشاکیبودمعلم تنها به توضیح درباره روشهای صحیح مطالعه نمی پردازدبلکه وی راتشویق می کند تابه بیان احساسات خوددررابطه بامسائلی که ممکن است موجب توانایی وتمرکز او می شودبپردازددرادامه وقتی که فراگیرازاحساسات وادراکات خود آگاه شدسعی می کندتغییرات مناسب رابه وجودآوردوآن فهم جدیدرابراومنعکس سازد.الگوی تدریس غیرمستقیم را می توان درموقعیت های فردی ،اجتماعی یاتحصیلی به کار گرفت به این صورت که درموقعیت هایی که مورد ومسئله فردی می باشد سعی درکشف احساسات درونی مربوط به خودفرد می شود.

درمشکلات اجتماعی دانش آموزان احساسات خودرادردرباره روابط بادیگران کشف می کنند.

وچگونگی تاثیراحساسات خودشان براین روابط براین روابط بررسی می کنند درمشکلات تحصیلی دانش آموزان

احساسات خودرادرباره شایستگی و علائقشان کشف می کنند.به هرحال درهرموردی همواره محتوای

مصاحبه بیشترفردی است تابیرونی،یعنی احساسات،تجارب وبینش وراه حلهای خودهرفردرادرمرکزتوجه قرار

می دهد.

کارل راجرز یادگیری تجربی رادریک سمت ویادگیری طوطی واررادرسمت دیگرقرارمیدهد وبرای یادگیری تجربی خصوصیات ذیل راقایل می شود.

1-انسان برای یادگیری توانایی بالقوه دارد.

2-یادگیری معنی دارهنگامی حاصل می شودکه فراگیر مناسبت موضوع رابپذیرد.

3-یادگیری مستلزم بروز تغییردرادراکات وسازماندهیهای شخص است.

4-یادیگری ازراه عمل بهترتحقق می یابد.

5-مشارکت فراگیردرفرایندیادگیری وقبول مسئولیت توسط او یادگیری  راتسهیل می کند.

6-یادیگری خود خواسته مستلزم بذل دقت کامل است.

7-استقلال وخلاقیت واعتمادبه خودهنگامی تسهیل می شودکه انتقاد ازخود وخود-ارزیابی اساس کار باشد.

8-یادگیری هنگامی بیشترین فایده را برای جامعه داردکه باتجربه همراه باشدبه نحوی که فرایند تغییر درفراگیر درونی شود.

ویژگیهای تدریس غیرمسقیم

1-هدفها ی آموزشی دراین روش عبارت است ازپیشرفت عاطفی ،علمی وخودپنداری دانش آموزان وتعییننیازهای یادگیری توسط خودفراگیران

2-تدریس غیرمستقیم ممکن است رودررویاازراه دوربه صورت فردی یا گروهی صورت گیرد.

3-نقش معلم،نقش تسهیل گری ،مرجع،راهنما وجهت دهنده است.

4-فراگیران درتعیین اهداف آموزشی سهیم هستند،یااغلب خودبه تعیین اهداف وراهبردهای آموزشی می پردازند.

5-سنجش پیشرفت تحصیلی به صورت خودسنجی یاخودارزیابی صورت می گیرد.

6-معلم ازخودگرمی وپاسخدهی نشان می دهدواصالت علاقه به شاگردوپذیرش اوبه عنوان یک فردابراز می کند.

7-معلم باآسانگیری زمینه ابراز احساسات فراگیر رافراهم می سازد.ودرانتها معلم داوری یانتیجه گیری اخلاقی نمی کند.

8-شاگرددربیان احساسات خودبه صورت نمادی آزاداست ولی آزادنیست که معلم خودراکنترل کند.

9-این رابطه ازهرگونه فشار وتحمیل فارغ است.معلم از نشان دادن جهت گیری فردی یانشان دادن واکنش به صورت رفتار انتقادی و فردی به دانش آموزاجتناب می ورزد.

کارل راجرزروش تدریس غیرمستقیم راشامل سه رویکرد مختلف می داند.که درادامه به بحث راجع به آن خواهیم پرداخت.

رویکرداول:تدریس غیرمستقیم تعاملی درکلاس درس

 دراین رویکرد رخدادهای اموزش درکلاس درس ودرحضورمعلم اتفاق می افتد اما معلم باید سعی کند نیازها را ازدریچه نگاه دانش آموزان بررسی کند وآنان رادرفهم نیازها وانتخاب راهبردها کمک نماید تاآنان بتوانند به طور موثرتصمیمات خودراعملی سازد.وتجارب یادگیری خودراشخصاًهدایت کنند.دراین رویکردمعلم اندیشه هاوتفکرات خودرابه دانش آموزدیکته نمی کند،بلکه چون آینه ای تفکرات واحساسات دانش آموزان رامنعکس می سازدوبااستفاده ازاظهارنظرهای منطقی ،ادراکها وفعالیتهای دانش اموزان را جهت می دهد.

درصورت بروز مشکل در روند یادگیری معلم با کمک به فراگیر سعی می کند تا وی با انتخاب راهبرد های مناسب خود شخصا" در جهت حل مساله اقدام نماید. معلم یک تسهیل کننده است و از داوری یا نتیجه گیری اخلاقی پرهیز می نماید. فراگیران در بیان احساسات خود کاملاآزاد هستند و روابط بین معلم و شاگرد فارغ از هر گونه فشار و تحمیل است . ممکن است در فعالیت های یادگیری معلم و شاگرد به طور مشترک مسولیت رابپذیرند امانقش معلم از نقش ارشادی بالاتر نمی رود و معلم جهت دهنده و کنترل کننده مستقیم فعالیت ها نمی باشد. معلم با توضیح ، پذیرش و تجسم ادراک شاگرد و نه با نصیحت ، تفسیر و ارزشیابی رفتار دانش آموزان به فراگیرپاسخ می گوید.  معلمین باید جوی را به وجود آو رند که شاگردان بتوانند اندیشه های خود را بروز دهند ، پاداشها باید درونی و غیر مستقیم و محصول شناخت خویشتن و اتکا به نفس فراگیر باشد .معلم در فرایند تدریس غیر مستقیم باید به تفاوتهای فردی داش آموزان توجه کند و زمینه پیشرفت آنها را بر اساس توان فردی فراهم سازد.معلم از طرح یک چهار چوب به عنوان قاعده و بدون انعطاف برای دستیابی به اهداف و نتایج یادگیری باید جلو گیری کند .

رویکرددوم: تدریس غیر مستقیم ساختاری و هدایت شده

این نوع رویکرد تدریس غیر مستقیم بیشتر به آموزش انفرادی معروف است. زیرا آموزش انفرادی و پیشرفت بر اساس توان فردی محور فعالیت های آموزشی قرار می گیرد . در این رویکرد محتوای آموزشی به نحوی سازماندهی می شود که دانش آموزان می توانند با حضور یا بدون حضور معلم به طور مستقل به مطالعه و تجارب یادگیری بپردازند. در این رویکرد محتوایی یکنواخت و برنامه ای شده به فراگیران ارایه می شود اما در زمان و شیوه مطالعه و پیشرفت تحصیلی انعطاف وجود دارد. محتوا می تواند به صورت برنامه ای ساختاری شده و خود آموز به شکل نوشتاری ، دیداری - شنیداری و یا حتی رایانه ای طراحی و سازماندهی شده باشد. این رویکرد می تواند هم به جای روشهای سنتی در تدریس به کار رود و هم به عنوان رویکردی حمایتی در کنار آنها به صورت بسته آموزشی در اختیار فراگیران قرار گیرد اما از دیگر خصوصیا ت این روش این است که اگر چه محتوا بر اساس تفاوتهای فردی طراحی شده اند اما کاملا محتوا محور و سازمان یافته می باشند و دانش آموزان در انتخاب یا تنظیم آنها چندان نقشی ندارند.

رویکرد سوم : تدریس غیر مستقیم از راه دور

این نوع آموزش ممکن است محلی منطقه ای ویا کشوری باشد . در این روش فراگیران مجبور نیستند بر اساس برنامه های تنظیم شده در مدرسه حاضر شوند . در این رویکرد اغلب یاد گیری ها در خارج از موسسه آموزشی اتفاق می افتد و دانش آموزان اغلب از طریق مکاتبه ویا استفاده از فناوری آموزشی جدید کنفرانس رایانه ای و اینترنت با معلمان خود ارتباط بر قرار می کنند.

مراحل تدریس غیر مستقیم

راجرز علیرغم انعطاف پذیری و غیر قابل پیشگویی بودن راهبرد غیر مستقیم اشاره به این دارد که مصاحبه غیر مستقیم می تواند یک توالی داشته باشد این توالی رامی توان به صورت پنج گام بیان نمود .

گام اول: موقعیت کمک را تعریف میکند . اظهارات ساخت دهنده از سوی معلم و اینکه ارتباط در جلسات به چه شکل و روشهای ملاقات چگونه باشد . تعریف مشکل بر حسب نوع مصاحبه ، مساله خاص و شاگرد تا حدی  میتواند متفاو ت باشد.

گام دوم : دانش آموز به ابراز احساسات منفی و مثبت خودمی پردازد و  به بیان و کشف مشکل توسط توضیح و پذیرش معلم ترغیب می شود.

گام سوم : دانش آموز به تدریج بینش پیدا می کند . معنی جدیدی از تجارب خود درک می کند و روابط علت و معلولی جدیدی را ملاحظه می کند و معنی رفتار گذشته خود را می فهمد.

گام چهارم: دانش آموز در جهت طرح ریزی و تصمیم گیری با توجه به مساله حرکت می کند. نقش معلم روشن ساختن جانشین هاست.

گام پنجم:دانش آموز گزارش اقدامات خود را می دهد، بینش بیشتری را به وجود می آوردو اقدامات مثبت تر و یکپارچه تر و در حال افزایش را برنامه ریزی می کند.

بالندگی چگونه اتفاق می افتد؟

در روش تدریس غیر مستقیم نشانه های بالندگی و رشد هنگامی ظاهر می شود که شاگرد بتواند احساس خود راابراز کند و به دنبال آن بینش خود را توسعه دهد و بر اساس آن رفتار کند و در نهایت به یکپارچگی و استقلال دست یابد.

پاسخ های معلم

دانش آموز و معلم مسولیت بحث را به طور مشترک می پذیرند، ولی به هر حال معلم باید در بر خی از اوقات جهت هدایت یا کنترل مکالمه پاسخهایی از نوع ارشادی داشته باشد. پاسخهای مناسب معلم از نوع ارشادی و غیر مستقیم عباراتی هستند که به شروع مباحثه کمک می کنند ، جهت را به سبکی بازسوق می دهند، یا اشاراتی برای دانش آموزان که درباره چه مطلبی  به چه صورتی ، خاص یا عام، صحبت کنند ، مهارت در استفاده از ارشاد نگرفتن مسولیت از دانش آموزان است.

معلم با پاسخهای غیر مستقیم به احساسات ابراز شده شاگرد می پردازد.جملاتی مانند : می فهمم، در وضعیت شما بودن دشوار است پاسخهایی کوتاه و حامی می باشندو دانش آموزان را به ادامه بحث توانا می کنند.

تفسیر خیلی کم به کار می رودوجای آن موقعی است که بحث رابه پیش ببردونیز فراگیری راکه قادر به توضیح درباره رفتارش نیست راکمک می کند.درواقع تفسیر تلاش است برای نشان دادن دلایلی که شاگرد نمی تواندبحث راادامه دهداما درتفسیر بایدجانب احتیاط رعایت شود وبرای به بن بست نرسیدن مکالمه از آن بهره جست.

جملاتی مانند شما این کارراانجام دادیدزیرا...به نظرمی رسدکه دلایل شما برای اعمال این هفته عبارت باشنداز...ازاین قبیل هستند.

تاییدفقط زمانی صورت می گیرد که پیشرفت درستی حاصل شده باشد.با این حال باید ازآن به ندرت استفاده شود.

جملاتی ماننددرست است.اظهار نظرجالبی است وملاحظه آن نظرجالب خواهدبود ویانظرآخربه خصوص نظر خوبی است ازاین قبیل هستند ونیز می بایست تلاش کردتاازاظهارنظرمستقیم بطوری که برنگرش فراگیر تاثیرگذاشته ویا نظر اوراتغییر بدهد به ندرت ودرمواقع لزوم استفاده شود.جملاتی مانند فکر نمی کنی که بهتر باشه...

ویا اینکه این عمل کمک به کاهش اضطراب می کند ولی به مشکل گشایی کمکی نمی کند ازاین قبیل هستند.

اثرات آموزشی وپرورشی

درادامه وپایان این مبحث به اثرات آموزشی وپرورشی روش تدریس غیرمستقیم اشاره خواهیم کرد باتوجه به اینکه محیط کار وفعالیت دراین روش غیردستوری است وفعالیتها به صورت مستقیم تجویز نمی شود معلم سعیمی کند تافراگیر زمانی به خودفرمانی برسدوفراگیر باشناخت خود وپرورش بیشتر خودبه موفقیت دست یابد.

لذا اثرات آموزشی در این الگووابسته به توفیق در پرورش قوای درونی فراگیر است.فراگیر باکنکاش دردرون خود به رشد عاطفی رسیده وخودپنداری خویش را توسعه می بخشد تاجایی که به نیازهای خود واقف میگرددودرقبال این شناخت خود احساس مسئولیت خواهدکرد.

دراین روش پاداشها درونی است ورضایت مندی فراگیر بالاترین پاداش برای وی می باشد.شناخت خویشتن واتکا به خویش چیزی است که جای هر پاداش را می گیرد.ارزشیابی پیشرفت نیزبه صورت خودسنجی متجلی می شود تاارزشیابی از سوی معلم ودرنهایت فراگیربااگاهی از خودوارد جامعه می شود وفراگرفته است که چگونه درصورت برخورد بامشکل به حل آن بپردازد.