مدل های طراحی برنامه درسی
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی: برنامه درسی

مدل­های طراحی برنامه درسی

مدل اهدافرفتاری(Objectives Model)

مدل اهداف رفتاری، مبتنی بر اهداف ویژه برنامه درسی است. این اهداف باید نتایج خاص یادگیری را مشخص کنند؛ یعنی همان معنای رفتارهای معین قابل اندازه­گیری. این مدل چهار مرحله دارد:

·       توافق روی اهداف کلی و اهداف ویژه­ی حاصل از تحلیل آنها

·       ساخت یک برنامه درسی برای رسیدن به اهداف

·       پالایش برنامه­ درسی در عمل جهت اندازه­گیری پتانسیل آن در رسیدن به اهداف ویژه

·       مرتبط کردن برنامه درسی با معلمان از طریق چارچوب مفهومی اهداف ویژه

در این مدل، ارزشیابی در همه مراحل کار انجام می­شود و محتوا، مواد و روش­ها مشتق از اهداف هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل فرایندی (ProcessModel)

بر خلاف مدل اهداف، این مدل اهداف را مهم تلقی نمی­کند بلکه پیشنهاد می­دهد:

-       محتوا به خودی خود ارزشمند است و نباید بر اساس حصول اهداف انتخاب شود

-       محتوا روندها، مفاهیم و معیارهایی را درگیر می­کند که می­توانند برای ارزیابی برنامه درسی مورد استفاده قرار گیرند

-       فعالیت­های یادگیری خود ارزشمندند و می­توانند بر اساس استانداردهای خودشان مورد اندازه­گیری قرار گیرند

در این مدل:

-       محتوا و روش­ها از اهداف کلی حاصل می­شوند. هر کدام از این­ها نتایجی دارند که می­توانند مورد ارزشیابی قرار گیرند

-       نتایج ارزشیابی اهداف را تغذیه می­کند و اهداف نیز به نوبه خود دوباره بر محتوا و روش­ها اثرگذارند. بر خلاف مدل اهداف، در اینجا ارزشیابی مستقیم محتوا و روش­ها وجود دارد

 

 

 

 

 

مدل تایلر (Tyler’s Model)

مدل تایلر در طراحی برنامه درسی مبتنی بر پرسش­های زیر است:

-       مدارس باید دنبال چه اهدافی باشند؟

-       برای کسب این اهداف چه تجاربی مهیا شود؟

-       چگونه این تجارب آموزشی به طور مؤثر سازماندهی شوند؟

-       چگونه می­توان تعیین کرد که آیا اهداف محقق شده­اند یا نه؟

 

ماهیت این مدل، خطی است و از اهداف شروع می­شود و با ارزشیابی پایان می­یابد. در این مدل، ارزشیابی به صورت پایانی است. در این مدل:

-       اهداف اساسا برای انتخاب و سازماندهی تجارب یادگیری شکل می­گیرند

-       اهداف اساسا برای سنجش برنامه درسی شکل می­گیرند

-       اهداف، از منابع یادگیرنده، جامعه و متخصصان موضوعی مشتق می­شوند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل ویلر (Wheeler’s Model)

مدل ویلر در طراحی برنامه درسی بهبویافته­ی مدل تایلر است. ویلر به جای مدل خطی، یک مدل چرخه­ای را برگزید. ارزشیابی در این مدل پایانی نیست. یافته­های ارزشیابی بر اهداف کلی و ویژه بازخورد می­دهند و این بر بقیه­ی مراحل نیز تأثیر می­گذارد.

در این مدل:

-       اهداف جزئی به عنوان رفتارهایی مورد بحث قرار می­گیرند که این رفتارها محصول نهایی یادگیری هستند و سرانجام به اهداف کلی منتهی می­شوند

-       اهداف جزئی به اهداف رفتاری تبدیل می­شوند

-       محتوا متمایز از تجارب یادگیری است. تجارب یادگیری محتوا را تعیین می­کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل کِر (Kerr’s Model)

بسیاری از ویژگی­های مدل کر، مشابه با مدل ویلر و تایلر است. با این حال، کر حوزه­ها را به چهار دامنه تقسیم کرده است:

-        اهداف رفتاری

-        دانش

-        ارزشیابی

-        تجارب یادگیری مدرسه

در این مدل:

-        چهار دامنه به صورت مستقیم و غیرمستقیم با یکدیگر در ارتباطند

-        اهداف رفتاری از تجارب یادگیری مدرسه­ای و دانش مربوطه استخراج می­شوند

در مدل کر، اهداف رفتاری به سه گروه تقسیم می­شوند:

-        عاطفی

-        شناختی

-        روانی-حرکتی

در این مدل دانش باید حائز این ویژگی­های باشد:سازمان­یافته، تلفیقی، متوالی و تقویت­شده

در مدل کر ارزشیابی عبارت است از جمع­آوری اطلاعات برای تصمیم­گیری در برنامه درسی. تجارب یادگیری مدرسه­ای تحت تأثیر فرصت­های اجتماعی، جامعه­ی موجود در مدرسه، ارتباطات دانش­آموزان و معلمان،تفاوت­های فردی، روش­های تدریس، محتوا و بلوغ یادگیرندگان است. این تجارب از طریق تست­ها، مصاحبه و روش­های دیگر مورد سنجش و ارزشیابی قرار می­گیرند. کر تصریح می­کند که در این مدل هر جزء بر جزء دیگر تأثیرگذار است و تجزیه و تحلیل می­تواند در هر نقطه­ای آغاز شود.

منبع

Kumar, C, G., Kalia, R. (2015). Development curriculum and teaching models ofcurriculum design for teaching institutes. International Journal of Physical Education, Sports and Health, 1(4), 57-59.