نقش آموزش وسایل ارتباط جمعی
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ،۱۳٩٥  کلمات کلیدی: تکنولوژی آموزشی ، رادیو و تلویزیون

نقش آموزش وسایل ارتباط جمعی

در میان رسانه‌هاى جمعی، رادیو و تلویزیون از لحاظ آموزش غیررسمی، جایگاه ویژه‌اى دارند. اگر از خصلت سرگرم‌کنندهٔ رادیو و تلویزیون بگذریم. این وسایل به دلیل برد وسیعى که دارند، یکى از بهترین وسایل آموزشى و فرهنگى هستند که هم‌اکنون در اختیار کشورها و جوامع مختلف قرار دارند. کشورهاى مختلف، براساس نیازهاى آموزشى خود مى‌توانند افزون بر آموزش مواد درسی، استفاده‌هاى ثمربخشى از رادیو و تلویزیوون در زمینهٔ آموزش غیررسمى به عمل آورند.



در میان رسانه‌هاى جمعی، رادیو و تلویزیون از لحاظ آموزش غیررسمی، جایگاه ویژه‌اى دارند. اگر از خصلت سرگرم‌کنندهٔ رادیو و تلویزیون بگذریم. این وسایل به دلیل برد وسیعى که دارند، یکى از بهترین وسایل آموزشى و فرهنگى هستند که هم‌اکنون در اختیار کشورها و جوامع مختلف قرار دارند. کشورهاى مختلف، براساس نیازهاى آموزشى خود مى‌توانند افزون بر آموزش مواد درسی، استفاده‌هاى ثمربخشى از رادیو و تلویزیوون در زمینهٔ آموزش غیررسمى به عمل آورند.

 

آموزش غیررسمى از طریق امواج رادیو و تلویزیون، مى‌تواند در تمامى ساعات شبانه‌روز شیوه‌هاى صحیح کشاورزی، دامداری، بهداشت، حمل و نقل و ترافیک و غیره را در بر گیرد و در بهبود وضع جامعه مؤثر افتد.

 

کاربرد رادیو و تلویزیون در آموزش غیررسمى کشورهاى مختلف، شدیداً تابع هدف‌هاى توسعه و رشد آن کشورها است و از این‌رو، تفاوت‌هاى چشمگیرى که در کاربرد و محتواى آموزشى رادیو و تلویزیون در جوامع گوناگون یافت مى‌شود، کاملاً منطقى به‌نظر مى‌آید.

 

رادیو آموزشى در سال‌هاى پیش از جنگ جهانى دوم، به‌ویژه در آمریکاى شمالى و کشورهاى اروپاى غربى رواج و گسترش یافت. در سال‌هاى پس از جنگ، همزمان با ورود تلویزیون به بیشتر کشورها، تلویزیون آموزشى نیز رو به گسترش نهاد.

 

در ایالت متحدهٔ آمریکا، بسیارى از مؤسسات آموزشی، ایستگاه‌هاى تلویزیونى تأسیس کردند و تا سال ۱۹۶۱ بیش از شصت ایستگاه تلویزیون آموزشى نیز ایجاد شد. در این کشور، تلویزیون آموزشى را صد در صد درسى مى‌دانستند و برنامه‌هاى آموزشى تلویزیون، عکسبردارى از تدریس حضورى معلم و کلاس درس، به شکل خاصى بازسازى شده بود.

 

در واقع، وظیفهٔ تلویزیون، کمک به رفع مشکلات کمّى آموزش در شرایط کثرت شمار دانش‌آموزان، کمبود معلم با تجربه، کمبود تسهیلات و کمک در جهت انجام وظایف آموزشى و نظایر آن بود.

 

اختصاص منابع مالى هنگفت نیز چاره‌ساز نشد و تحقیقات تجربى نشان داد که فقدان تخصص فنى و محدودیت و منابع مالی، علل ظاهرى شکست تلویزیون آموزشى بود. تا سال ۱۹۶۸ اقداماتى براى رفع این مشکلات به عمل آمد که از آن جمله مى‌توان تمرکز تولید و تأسیس شبکه‌هاى تلویزیونى و کاهش تولید برنامه‌‌هاى محلّى را نام برد.

 

براى بالا بردن کیفیت برنامه‌هاى آموزشى نیز متخصصان تلویزیون عمومى به همکارى دعوت شدند تا آنها را از محدودهٔ فعالیت‌هاى گچ و تخته‌ای، به‌صورت منبع مهمى از اطلاعات براى معلم تبدیل کنند.

 

برخلاف تجربه‌ٔ آمریکا، تلویزیون آموزشى در بیشتر کشورهاى اروپائى در خود سازمان‌هاى رادیو - تلویزیون عمومى آنها، جاى داشت و با استفاده از تجهیزات و تسهیلات، همان برنامه‌هاى آموزشى را تولید و پخش کردند و براى نمونه در انگلستان، بى‌بى‌سى در عین آنکه مشغول تولید و پخش برنامه‌هاى اطلاعاتی، آموزشى و سرگرم‌کننده بود، در این سازمان بخش خصوصى براى برنامه‌هاى درسى به‌وجود آمد تا برنامه‌هائى براى بهبود کیفیت دروس و به‌عنوان مکمل درس مدارس کشور تولید و پخش کند.

 

بى‌بى‌سى و بعدها شرکت‌هاى اتحادیهٔ تلویزیونى مستقل، با استفاده از راهنمائى متخصصان تلویزیونى و کارشناسان آموزش و پرورش، برنامه‌هائى ساختند که بسیارى از آنها کیفیت بسیار خوبى داشتند. با وجود این، در انگلیس نیز که شیوهٔ برخورد تلویزیونى داشتند و تولید متمرکز بود، تلویزیون آموزشى به علل گوناگون، مانند آمریکا موفقیت‌آمیز نبود.

 

یکى از دلایل این ناکامی، بى‌ارتباط بودن برنامه‌هاى تلویزیون آموزشى با برنامه‌هاى درسى ادارات محلّى آموزش و پرورش بود. تا سال ۱۹۶۴، نیاز به‌ وجود نظام‌هائى زیرنظر هر محل احساس شد. بدین ترتیب که از وجود معلمان مدرسه براى تولید و عرضه و کاربرد برنامه‌ها به شکل مؤثرترى استفاده شود. همچنین براى رفع مشکلات ناشى از انعطاف‌ناپذیر بودن جداول پخش برنامه‌هاى سنگین مدارس متوسطه، کارگزاران محلى کانال‌هاى بیشترى را به پخش برنامه‌هاى آموزشى اختصاص دادند. با این حال، مشکل محدودیت منابع و کمبود نیروى انسانى آزموده که در نخستین مراحل گریبانگیر آمریکائیان بود، مقام‌هاى انگلیس را وادار به تولید برنامه‌هاى متکى بر معلم و کمک گرفتن از مواد گرافیکى براى کارکنان تولید کرد البته تعداد آنها محدود بود.

 

در کشورهاى دیگر نیز، همین برنامه‌ها متداول بود. با این تفاوت که تجربه‌هاى این کشورها اکثراً از ویژگى‌هاى فرهنگی، طبیعى و سیاسى خاص منطقه خودشان نشأت مى‌گرفت.

 

براى نمونه فقدان معلم باتجربه و نیز بالا بودن میزان بیسوادى مردم، باعث کشف شیوهٔ آموزش از راه دور در ایتالیا شد و یا دورى از مؤسسات آموزشى و پراکندگى جغرافیائى در ژاپن، موجب تأسیس دبیرستان مکاتبه‌اى ان.اچ.کى شد. تنوع اصطلاحاتى که براى اطلاق به تلویزیون آموزشى به کار مى‌رود، گویاى موارد استفادهٔ خاصى است که از این رسانه در کشورهاى مختلف و حتى در یک کشور واحد مى‌شود.